تبلیغات
امام محمد باقر علیه السلام
 
امام محمد باقر علیه السلام
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
بیشترین علاقمندی شما در این وبسایت؟








حضرت ابوجعفر محمد بن علی الحسین باقرالعلوم(ع)


 

 ولادت: ولادت با سعادت آن حضرت روز دوشنبه سیم صفر و یا به روایتی در رجب سال پنجاه و هفت در مدینه منوره واقع شده و آن حضرت در واقعه کربلا حضور داشت و در آن چهار سال از سن مبارکش گذشته بود. والده ماجده اش حضرت فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) بود که چون مادر عبدالله باهر بود او را ام عبدالله می گفتند او از بطن هاشمین، علویین و فاطمیین به وجود آمده و این دو بزرگوار از سادات حسینی و حسنی نیز می باشند و این بزرگترین افتخار و شرافتمندترین نسب است. امام پنجم نام مبارکش محمد است چون شبیه به جدش رسول خدا (ص) بوده نامش را به نام جدش گذاشتند. کنیه، جعفر، لقبش باقر است زیرا او علم و دانش را شکافت و اسرار آن را آشکار ساخت و پرده از روی آن برداشت. پدرش حضرت علی بن الحسین زین العابدین و سید ساجدین است. امام پنجم دائم الحزن بود زیرا چهار سال داشت که واقعه کربلا را دید.

شخصیت حضرت امام محمد باقر(ع)
 

حضرت امام محمد باقر(ع) نوزده سال و ده ماه پس از شهادت پدرش علی بن حسین السجاد زندگی کرد که مدت امامت آن حضرت بوده. در این دوره که بنی امیه و بنی عباس درجنگ بودند، امام باقر (ع) کمال استفاده را در جهت تربیت شاگرد و پی ریزی اساس تشیع و انقلاب فرهنگی نموده، در سن پنجاه و هفت سالگی در مدینه به زهر هشام بن عبدالملک مروان در سال یکصد و چهارده هجری در مدینه شهید گشت. روزی جابربن عبدالله انصاری که آخر عمرش بود و نابینا شده بود، منزل حضرت سجاد(ع) شرفیاب شد، کودکی را دید پرسید کیستی؟ فرمود محمد بن علی بن الحسین. جابر گفت: نزدیک آی، دست او را گرفت و بوسید. عرض کرد روزی خدمت جدت رسول خدا بودم، فرمود این جابر شاید باقی بمانی و محمد بن علی بن الحسین که یکی از اولاد منست ملاقات کنی، سلام مرا به او برسان و بگو خدا به تو نور حکمت دهد، علم و دین را نشر ده. امام پنجم به امر جدش قیام کرد و به نشر علم و دین پرداخت.

مدت عمر
 

مدت عمر امام پنجم (ع) اصحح اقوال پنجاه و هفت سال است.

زوجات آن حضرت
 

دو زن غیر از کنیزکان بوده اند، اول ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر که مادر امام جعفر (ع) است، دوم ام حکیم دختر اسد بن مغیره تقفی مادر ابراهیم و عبیدالله و کنیزی به نام ام ولد، مادر علی، زینب و ام سلمه بوده. (1)

حضرت ابوجعفر محمد بن علی الحسین باقرالعلوم(ع)

اولاد
 

فرزندان حضرت باقر (ع) هفت نفر بودند بدین ترتیب: ابوعبدالله جعفر بن محمد صادق(ع) عبدالله افطح، ابراهیم، عبیدالله، علی، زینب و ام سلمه. امام پنجم در کنار پدر و عمویش در بقیع در قبه ای که به نام عباس بن عبدالمطلب ساخته اند مدفون گردید و این قبه و بارگاه درسال پنجاه و نه هجری بنا شده. تاج الدین زهره حسینی در غایه الاختصار فی اخبار البیوتات العلویه گفته: که علی پسر امام محمد باقر (ع) دختری داشت فاطمه نام، تزویج کرد او را حضرت امام موسی کاظم(ع). مؤلف گوید: آنچه مشهور است در این زمان قبرعلی بن محمد الباقر(ع) در ناحیه کاشان در مشهد اردهال و معروف است به شاهزاده سلطانعلی و تأئید می کند بودنش را در مشهد، آنچه در بحرالانساب است که فرمود: علی بن محمد الباقر (ع) لم یعقب سوی بنت و دفن فی ناحیة کاشان بقریة یقال لها بارکو سب فی مشهد انتهی و از فاضل خبیرآمیرزا عبدالله صاحب ریاض العلماء نقل شده که فرمود: قبر علی بن محمد الباقر (ع) در حوالی بلده کاشان است و بر اوست قبه رفیعه و از برای او است کرامات ظاهره و در اصفهان نزدیک مسجد شاه بقعه و مزاریست به نام احمد بن علی بن امام محمد الباقر(ع) و سنگی در آنجاست به خط کوفی بر آن نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم کل نفس بما کسبت رهینه. هذا قبر احمد بن علی بن محمد الباقر (ع) و تجاوز عن سیئاته و الحقة بالصالحین.

پی‌نوشت‌ها:
 

1.شیخ عباس، قمی، منتهی الامال، جلد دوم، ص 79.
 

منبع؛ محسنی، علی؛ (1386) نور باقر (ع): مروری بر زندگی حضرت علی ابن باقر فرزند شهید امام پنجم علیه السلام مدفون در خاک مقدس مشهد اردهال (کاشان)، قم، مشهور، چاپ دوم.


نوع مطلب : مقالات، كتابخانه، امام محمد باقر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

روایت امام صادق(ع) از سیره امام باقر(ع)


 

نویسنده: ابوالحسن ربانی سبزواری




 
یکی از واژه هایی که در فرهنگ اسلامی کاربرد فراوانی دارد، واژه « سیره» است. سیره از منظر واژه شناسان و پژوهشگران حوزه دین، نوع رفتار و کردار یک شخصیت برجسته همچون پیامبر اعظم و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است.
شناخت سیره معصومان، اهمیت به سزایی دارد و یکی از منابع شناخت معارف دین اسلام است.
روشن است که عنوان « سیره» بیشتر معطوف به روش عملی است، اما در این مقاله به سخنانی که امام باقر(ع) بارها بر زبان جاری می فرمود نیز پرداخته می شود. اگر « سخن» را بخشی از « عمل » انسان بدانیم، آن را نیز می توان در مفهوم « سیره» جای داد.
امام صادق(ع) در احادیث زیادی عباراتی چون « کان أبی یفعل کذا» یا « کان ابی یقول کذا» به کار می برد که بی تردید این جمله ها ظهور، بلکه صریح در استمرار و تداوم رفتار یا گفتار است و پر روشن است که استمرار، نشان دهنده اهمیت آن رفتار و گفتار است.
از این زاویه که این رفتارها و گفتارها از « حجت خدا» صادر شده است، مسئولیت آفرین خواهد بود و در خودسازی تأثیر زیادی دارد.
اما چرا امام صادق(ع) عنایت بر بیان سیره پدر بزرگوارش داشت؟ این امر، دو دلیل می تواند
داشته باشد: 1. این کار نوعی تعظیم و حرمت نهادن به جایگاه رفیع امام باقر(ع) است؛ 2. بعد از عصر خفقان و حاکمیت جنایتکاران بنی امیه که با امامان شیعه و تفکر و عقاید آنان سر ستیز داشتند، این امام باقر(ع) بود که در دوره افول قدرت بنی امیه از فرصت ها بهره جست و در بیان معارف اسلام ناب و آموزه های آن کوشید و حقایق ناب اسلام را به شکل های مختلف، به شیفتگان و رهپویان راه اهل بیت (ع)و سایر مسلمانان بازگو کرد. از این رو، نقش امام محمد باقر(ع) در نشر و توسعه و بالندگی و معرفی « دین» و بنیان گذاری و ایجاد تحول و انقلاب فرهنگی در گستره جهان اسلام، بی بدیل است. اینک برخی از گفتارها و رفتارهای آن حضرت را ذکر می کنیم.

بیم و امید
 

در آموزه های دینی به این نکته سفارش شده است که انسان مؤمن لازم است در پیوند خود با خدای تبارک و تعالی، هم به رحمت و لطف حضرت حق امیدوار باشد و هم از غضب و خشم پروردگار، ترس و بیم داشته باشد. امام صادق(ع) می فرماید:
«کان أبی یقول: انّه لیس من عبد مؤمن إلا و فی قلبه نوران، نورُ خیفةٍ و نور رجاءٍ لو وُزنَ هذا لم یزد علی هذا(1)؛ پدرم بارها می فرمود: نیست بنده مؤمن و خداشناسی، مگر اینکه در جان او دو نور بدرخشد: نور بیم از خدا- عقاب و خشم خدا- و امید به لطف حضرت پروردگار. باید این دو، همسان باشند، به گونه ای که اگر سنجیده شوند، یکی بر دیگری افزون نشود.»

شتاب در کارهای نیک
 

کاری را که انسان اراده می کند به سامان برساند، پسندیده است که ابتدا درباره آن بیندیشد تا صلاح و صواب یا فساد و زیان آن آشکار گردد. اما در کارهایی که خوبی و نیکی آنها کاملاً روشن است، انسان باید سریع اقدام کند و فرصت سوزی نکند؛ چون امکان دارد که حادثه ها و عواملی، او را از انجام آن کار خیر بازدارند. امام صادق(ع) می فرماید:
« کان أبی یقول: إذا هممت بخیرٍ فبادر فإنک لا تدری ما یحدثُ(2)؛ پدرم مکرر سفارش می کرد: هنگامی که می خواهی کار نیکی را انجام دهی، سریع به آن اقدام کن؛ چون تو نمی دانی که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.»

تأثیر گناه بر روح
 

بی تردید یکی از عوامل انحطاط آفرین در اندیشه و روح انسان، گناه و شکستن حریم ها و بی اعتنایی به بایدها و نبایدهای الهی است. آثار گناه، جبران ناپذیر است و گناه، سرنوشت انسان را در مسیر انحراف رقم می زند. امام صادق(ع) می فرماید:
« کان أبی یقول: ما من شیٍ افسدُ للقلب من خطیئةٍ(3)؛ پدرم بارها می گفت: بدترین چیزی که قلب و جان را فاسد و تاریک می کند، گناهان است.»

لحظه های برتر نیایش
 

دعا و نیایش به درگاه خداوند و رو آوردن به او در مشکلات و دشواری های زندگی، بی تردید یکی از ریشه دارترین نیازهای روح و جان انسان هاست و نیایش، تأثیر شگرفی در ساختار روحی و معنوی بشر دارد. نیایش با معبود بی همتا در هر جا و هر زمان مطلوب است؛ ولی در لحظه ها و مکان های خاص، مطلوب تر و به اجابت دعا نزدیک تر است. امام صادق(ع) نقل می کند:
«کان أبی إذا طلب الحاجة طلبها عند زوال الشمس فاذا اراد ذلک قدّم شیئاً فتصدق به و شمَّ من طیبٍ و راح الی المسجد دعا فی حاجته بماشاء(4)؛ راه و روش پدرم بدین سان بود: هر زمان که حاجتی داشت، آن را در موقع زوال خورشید- ظهر شرعی- طلب می کرد، به این گونه که نخست، چیزی را صدقه می داد و عطر استعمال می کرد و راهی مسجد می شد و در آنجا دعا می کرد و از خداوند برآورده شدن آن را درخواست می کرد.»

گردهمایی برای نیایش
 

نیایش جمعی به درگاه حق، امری پسندیده است و سفارش شده که نیایش کنندگان گردهم آیند و دعا کنند که این، به اجابت دعا نزدیک تر است. حضرت صادق (ع)می فرماید:
« کان أبی إذا حزنه امرٌ جمع النساء و الصبیانَ ثم دعا و امنوا(5)؛ پدرم سیره اش این بود که هرگاه پدیده ای ناگوار رخ می نمود که حضرت را غم و اندوه فرا می گرفت، زن ها و کودکان خویش را جمع و سپس به پیشگاه خدا دعا می کرد و آنان آمین می گفتند.»

ذکر حضرت حق
 

ذکر و یاد خدا، یکی از برترین شیوه های خودسازی است و مردان و زنان دین باور به این اصل مهم توجه ویژه دارند. در سراسر قرآن- که خود، نوعی ذکر و یاد خداست- با تعبیرهای زیبا انسان ها را به یاد کردن خدا، فرا می خواند.
یاد خدا جان را نورانی می کند و صفا می بخشد و از ابتلا به خودفراموشی باز می دارد. حضرت صادق (ع)روش پدر بزرگوارش را چنین بازگو می کند:
« کان أبی کثیر الذکر، لقد کنتُ امشی معه و إنه لیذکرالله و آکل معه الطعام و انه لیذکر الله و کان یحدّث القوم و ما یشغله عن ذکر الله و کنت أری لسانه لازقاً بحنکه یقول لا اله الا الله و کان یجمعنا و یأمرنا بالذکر(6)؛ روش پدرم بدین سان بود که خدا را بسیار یاد می کرد. من با او گاهی راه می رفتم و او مشغول ذکر بود. غذا می خورد و در آن حال به یاد خدا بود. با مردم سخن می گفت و در آن حال از ذکر حق غافل نمی شد. او دائماً زبانش به کامش چسبیده بود و ذکر لا اله الا الله را بر زبان جاری می کرد. گاهی ما را جمع می کرد و دستور می داد که به ذکر خدا بپردازیم.»

اهمیت سوره اخلاص
 

امام صادق(ع) می فرماید:
«کان أبی یقول: قل هو الله احد، ثلثُ القرآن و قل یا ایها الکافرون، ربع القرآن؛(7) پدرم بسیار می فرمود: شأن و منزلت سوره قل هو الله احد، همانند یک سوم قرآن و سوره قل یا ایها الکافرون، به اندازه یک چهارم قرآن است.»
آری، به دلیل اهمیت سوره توحید است که سفارش شده در نمازهای واجب، همواره خوانده شود.

نافله نماز عشا
 

در شریعت اسلام، هفده رکعت نماز در شبانه روز بر مسلمانان فریضه و واجب و 34 رکعت نماز، مستحب است. از نمازهای مستحبی، دو رکعت نماز نافله عشا است که بعد از نماز عشا به حالت نشسته خوانده می شود. ششمین اختر امامت، حضرت صادق (ع)می فرماید:
« کان أبی یصلیهما قاعداً؛(8) پدرم آن دو رکعت را همواره به شکل نشسته به جای می آورد.»

پرهیز از ظلم و ستم
 

یکی از بدترین گناهان، ستم و ستمگری به ویژه ظلم به انسان است. قبح و زشتی این پدیده شوم به گونه ای است که تمام عقلای عالم و همه ادیان آسمانی، آن را محکوم می کنند.
حضرت صادق(ع) می فرماید:
« کان أبی یقول: اتقّوا الظلم، فانّ دعوة المظلوم تصعد الی السماء(9)؛ پدرم بارها هشدار می داد: از ظلم کردن بپرهیزید؛ چون دعا و ناله و فریاد ستمدیده، به آسمان بالا می رود( به اجابت می رسد)».

تأثیر برخی از گناهان
 

امام صادق(ع) بازگو می کند:
« کان أبی یقول: نعوذ بالله من الذنوب التی تعجل الفناء و تقرب الآجال و تخلی الدیار و هی قطیعة الرحم، و العقوق و ترکُ البرّ(10)؛ پدرم همواره تأکید می فرمود: به خدا پناه می بریم از گناهانی که به هلاکت انسان سرعت می بخشد و نابودی و مرگ را نزدیک می کند و سبب کوچ کردن مردم از سرزمین خود و هلاکت آنان می گردد. آن گناهان عبارت اند از: بریدن پیوند با خویشاوندان، اذیت و آزار دادن به پدر و مادر، و ترک نیکی به کسانی که استحقاق آن را دارند.»

صدقه
 

یکی از امور پسندیده و دینی، کمک رسانی و خدمت به قشر محروم جامعه اسلامی است. البته پر روشن است که انفاق و صدقه دادن باید در مسیر رفع محرومیت از جامعه باشد. از منظر دین، هر کار خیری که انسان انجام می دهد، صدقه است. امام باقر(ع) در صدقه دادن به افراد فقیر، روش جالبی داشت که فرزندش امام صادق(ع) این چنین بازگو می کند:
«کان أبی اذا تصدق بشیء وضعه فی ید السائل ثم ارتدّه منه فقبله و شمّه ثمّ ردّه فی ید السائل(11)؛ هرگاه پدرم چیزی را صدقه می داد، آن را نخست در دست شخص سائل قرار می داد، سپس آن را از او باز پس می گرفت، آن گاه آن چیز را می بوسید و می بویید و مجدداً در دستان سائل می نهاد.»

ثواب و پاداش حج
 

یکی از مناسک عبادی که در اسلام جایگاه ویژه ای دارد، حج است. این مراسم بین المللی اسلامی که هر سال انجام می پذیرد، اگر چنان که اسلام می خواهد، انجام پذیرد، آثار معنوی و مادی فراوانی دارد و در ایجاد وحدت و همگرایی و همفکری مسلمانان بی نظیر است. امام صادق(ع) می فرماید:
« کان أبی یقول: من أمّ هذا البیت حاجاً او معتمراً من الکبر، رجع من ذنوبه کهیئته یوم ولدته امُه؛(12) پدرم بارها می فرمود: هرکس قصد و اراده خانه خدا کند، چه برای انجام مناسک حج و چه برای انجام عمره، و خویش را از غبار کبر و برتری طلبی پاک و پیراسته کند، از آثار زیان بار و آلودگی های روحی که دامن گیر او شده، پاک و پاکیزه می شود، به سان روزی که از مادر متولد شده است.»

اعتدال در زندگی
 

یکی از اصول بنیادین اسلامی که در تمام مقررات دینی بروز دارد، اصل اعتدال و پرهیز از زیاده روی و تفریط در تمام امور است. در عصر امام باقر(ع) نگرش منفی زهدگرایانه ای از سوی جماعتی از زهدفروشان و مقدسان نادان، ترویج و تبلیغات گسترده ای برای آن می شد. به عنوان نمونه، خوردن گوشت را تحریم و از آن اجتناب می کردند و این، به نام دین انجام می گرفت! ولی حضرت باقر (ع)با این انحراف برخورد و مبارزه کرد و منحرفان را رسوا ساخت و تصویر درستی از اسلام ارائه کرد. عبدالاعلی مولی آل سام می گوید: من به امام جعفر صادق(ع) گفتم: روایتی از رسول الله(ص) میان مسلمانان زبان به زبان نقل می شود که آن حضرت فرمود: خداوند تبارک و تعالی از خانه ای که در آن گوشت خورده می شود، بدش می آید. حضرت صادق (ع)فرمود: آنان که چنین خبری را منتشر می سازند، دروغ گویان اند. حضرت رسول الله چنین فرموده: خداوند از آن خانه ای متنفر است که در آن مسلمانان و برادران و خواهران دینی خود را غیبت می کنند و گوشت آنان را می خورند.( اشاره به آیه قرآن که غیبت مسلمان را به خوردن گوشت دیگری تشبیه کرده).
سپس امام صادق(ع) افزود:
«کان أبی لحماً، لقد مات یوم مات او فی کمّ أمُ ولده ثلاثون درهماً لللحم(13)؛
زندگی پدرم بدین سان بود که به خوردن گوشت میل و علاقه داشت، حتی قبل از اینکه از دنیا برود، پولی را به همسرش داده بود تا با آن گوشت بخرد.»

پی نوشت ها :
 

1. کافی، ج2، ص 67، باب « خوف و رجاء».
2. همان، ص 142.
3. همان، ص 273.
4. همان، ص 577.
5. همان، ص 487.
6. همان، ص 498.
7. همان، ص 631.
8. همان، ج 3، ص 446.
9. همان، ج2، ص 525.
10. همان، ص 448.
11. همان، ج4، ص 8.
12. همان، ص 253.
13. همان.
 

منبع:نشریه فرهنگ کوثر، شماره 77.



نوع مطلب : مقالات، كتابخانه، احادیث و سخنان گهربار، امام محمد باقر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 بهمن 1393

امام دانش


 

نویسنده: نظیفه سادات موذن




 
ماه رجب سال پنجاه و هفت هجری تازه شروع شده بود که خانه امام زین العابدین به نور میلاد شکافنده علوم، منوّر گشت.
مادر بزرگوارش فاطمه، فرزند امام حسن مجتبی (ع) بود و از فضایل و معنویات اهل بیت بهره های فراوان داشت.
چهار سال بیشتر نداشت که همراه کاروان کربلا، بیابان سوزان طفّ را تجربه کرد، تشنگی کشید، داغ دید، به اسارت رفت، و روحش بزرگ شد و اوج گرفت.
لقب «باقر العلوم» را رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سال ها پیش برایش برگزیده بود. همان روزی که به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: تو در دنیا می مانی تا یکی از فرزندان مرا که از نسل حسین علیه السلام است، زیارت کنی. نام او «محمد» است. او شکافنده علم دین خواهد بود. سلام مرا به او برسان. همه شاهد بودند که بزرگترین دانشمندان آن روزگار، در پیشگاه حضرت، چون کودکان نوآموز بودند و احدی توان مقابله با اقیانوس دانش او را نداشت. علوم تمام دانشمندان عصر را که روی هم می گذاشتی، تازه می شد قطره ای در برابر دریای دانش او.
ـ می فرمود: « هر مطلبی که گفتم، از من بپرسید در کجای قرآن است، تا من آیه مربوط به آن نکته را برایتان بگویم.» آیا کسی جز برگزیدگان این خاندان را به شناخت کامل قرآن راهی هست؟
ـ به زیارت کعبه رفته بود. همین که چشمش به « بیت الله» افتاد، با صدای بلند گریست. غلام همراه حضرت ناآگاهانه این کار را سزاوار ندانست و گفت: پدر و مادرم به فدایت، مردم شما را نظاره می کنند، با صدای آهسته گریه کنید.
فرمود: وای برتو! چرا چنین گریه نکنم؟ در حالی که امید دارم پروردگار به خاطر این گریه بر من رحمت کند و فردا مرا از رستگاران قرار دهد.
سپس به طواف پرداخت و به نماز ایستاد. وقتی سر از سجده برداشت، سجده گاه از اشک های نورانی اش خیس شده بود.
ـ معجزات و کرامات حیرت انگیزی که صحابه خاص او دیده و نقل کرده اند، فقط گوشه ای از بلندای جایگاه معنوی او نزد خدای متعال را نشان می دهد.
آن روز که به اراده حضرت علیه السلام مردم در مسجدی می آمدند و می رفتند و او را نمی دیدند؛ آن روز که مکتوبی نوشت و به قبرستان فرستاد و مرده ای را احضار فرمود تا مشکل جوان شیعه ای را حل کند؛ آن روز که از داخل یک خشت، سفره ای رنگین برای مهمان خود بیرون آورد و از او پذیرایی کرد؛ آن روز که از درون سنگ، سیبی بهشتی برای جابر بیرون کشید و تمام آن روزهایی که با خبر دادن از غیب، دیگران را متحیر می فرمود، فقط جلوه های کوچکی از دنیای فوق تصور انسان کامل را به تجلی نشانده بود.
ـ هشام بن عبدالملک، یکی از خلفای معاصر حضرت علیه السلام بود. هشام برای این که به خیال خود از جایگاه امام علیه السلام نزد پیروان و شیعیانش بکاهد، آن حضرت علیه السلام را به شام فراخواند و مجلسی با حضور ایشان ترتیب داد.
از آن جا که در دربار هشام از وجود دانشمندان و سخنوران خبری نبود، او نمی توانست مجلس مناظره بر پا کند. از این رو برای این که امام علیه السلام را در نظر مردم کوچک کند، مسابقه تیر اندازی ترتیب داد.
وقتی امام علیه السلام به اصرار هشام کمان را برداشت و تیر را یکی پس از دیگری به قلب هدف و هر یک را در چوبه تیر قبلی نشاند، حیرت هشام و اطرافیانش را با این جمله پاسخ داد: ما خاندان، اکمال دین و اتمام نعمت را که در آیه « الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی» آمده، از یکدیگر به ارث می بریم و زمین هرگز از چنین فردی خالی نمی ماند که آن چه در دیگران ناقص است؛ در او کامل باشد.
منبع: نشریه دیدار آشنا شماره 128



نوع مطلب : مقالات، كتابخانه، امام محمد باقر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سیره قرآنی امام محمد باقر(ع)


 

نویسنده: اسماعیل نساجی زواره




 

پگاه سخن
 

پنجمین ستاره فروزان آسمان امامت و هفتمین گوهر عرش عصمت و طهارت حضرت امام محمد باقر (ع) در روز سوم ماه سفر و به نقلی در روز اول ماه رجب سال 57 ه.ق در مدینه منوره دیده به جهان گشود.(1) پدرش حضرت علی بن الحسین(ع) و مادرش حضرت فاطمه(س) دختر امام حسن مجتبی(ع) است که امام صادق(ع) از وی با تعبیر کانت صدّیقة لم یدرک مثلها فی آل الحسین(2) یاد نموده است، لذا امام باقر(ع) نخستین کسی است که پدرش از نسل امام حسین(ع) و مادرش از نسل امام حسن(ع) است.(3)
آن حضرت افزون بر لقب شاکر وهادی به لقب باقر العلوم شهرت یافت، به طوری که جابر بن یزید جعفی می گوید:لانّه بقرالعلم بقراً ای شقّه و اظهره اظهاراً؛(4) او علم را شکافت و رموز و نکات دقیق آن را روشن ساخت.
ایشان در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سیّدالشهدا(ع) کودکی بود که چهارمین بهار زندگی اش را آغاز کرده بود. آن بزرگوار بعد از شهادت پدرش حضرت امام سجاد(ع) در سال 95 ه.ق کشتی هدایت امت اسلامی را در میان دریای متلاطم حوادث رهبری کرد و به مدت 19 سال و چند ماه زعامت شیعیان را عهده دار شد و سرانجام در روز هفتم ماه ذی الحجّه سال 114 ه.ق در سن 57 سالگی به دستور هشام بن عبدالملک دهمین خلیفه بنی امیه مسموم شد و در مدینه به شهادت رسید و در کنار مرقد مطهر پدر بزرگوارش حضرت زین العابدین(ع) در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.
آن حضرت در دوران امامت خویش فرصت های مناسبی را برای گسترش فرهنگ قرآنی و استحکام معارف شیعی و ترویج آن در میان اقشار مختلف مسلمانان به دست آورد، به طوری که با اندک مطالعه در سیره آن بزرگوار می توان به حضور گسترده آیات وحیانی در تمام زوایای زندگی اشان پی برد.
پنجمین فروغ امامت همانند پدران طاهرینش آن چنان قرآن را با برنامه های زندگی خود عجین کرده بود که کم تر روایتی را می توان از آن بزرگوار به دست آورد که در آن اشاره، شاهد و یا تفسیری از قرآن نباشد، به طوری که تمام سخنان، پاسخ ها و مثال های ایشان برگرفته از مقال وحی است.
به بهانه شهادت آن امام همام(ع) در این فرصت به سراغ رهنمودهای گهربارشان در زمینه آیات فراوان رفته تا بازتاب انوار درخشان الهی را در سیره و گفتار حضرتش به نظاره بنشینیم.

آگاه ترین مفسّر عصر خویش
 

با استناد به آموزه های دینی و روایی، امامان معصوم(ع) شایسته ترین ترجمان وحی و آشناترین افراد به تفسیر و تأویل آیات قرآن هستند. بنابراین اگر تشنگان معارف الهی بخواهند از چشمه سار وحی سیراب شوند، باید پوینده راه آن بزرگواران باشند. حضرت علی(ع) در این زمینه می فرماید:...نحن احقّ النّاس به...؛(5) ما امامان معصوم(ع) برای تفسیر قرآن از همه مردم شایسته تر هستیم. بر این اساس امام محمد باقر(ع) می فرماید: ما یستطیع احدٌ ان یدّعی انّ عنده جمیع القرآن کلّه ظاهره و باطنه غیر الاوصیاء؛(6) کسی به غیر از جانشینان پیامبر(ص) نمی تواند ادّعا کند که تمام قرآن، ظاهر و باطنش،نزد اوست و نیز می فرماید:انّ من علم ما اوتینا تفسیر القرآن و احکامه؛(7) حقیقتاً دانشی که به ما داده شده است همان تفسیر قرآن و بیان احکام آن است.
پنجمین خورشید امامت باز در این راستا می فرماید: فانّما علی النّاس ان یقرؤا القرآن کما انزل فاذا احتاجوا الی تفسیره فالاهتداء بنا و الینا؛(8) وظیفه مردم آن است که قرآن را طبق آن چه نازل شده است قرائت کنند. ولی اگر به تفسیر نیاز داشته باشند، هدایت و تفسیر بر عهده ماست. این آگاهی به کتاب الهی، وظیفه ای را بر عهده پیشوایان معصوم(ع) قرار داده و آن هدایت انسان ها جهت شناخت حقیقی آیات قرآن است، هدایتی که نتیجه اش معرفت کامل است.
لذا امام باقر(ع) همانند پدران بزرگوارش با راهنمایی های صحیح و منطقی وجدان های خفته بسیاری از افراد را بیدار می کرد و آنان را به سوی کمال رهنمون می نمود. ابوحمزه ثمالی در این زمینه چنین نقل می کند: روزی امام باقر(ع) با قتادة بن دعامه بصری روبرو شد. حضرت پرسید: تو کیستی؟ گفت: قتاده هستم. فرمود: تو فقیه اهل بصره هستی؟ گفت: آری. حضرت فرمود: وای بر تو ای قتاده! خداوند بندگان شایسته ای را آفریده است تا بر دیگران حجّت باشند. آنان بر پادارنده اوامر الهی و نخبگان علم خدا هستند. قتاده پس از یک سکوت طولانی گفت: به خدا سوگند من تاکنون در برابر فقیهان بسیاری نشسته ام، ولی آن گونه که در برابر شما مضطرب شده ام در مقابل هیچ یک از آنان اضطراب مرا در بر نگرفت. امام باقر(ع) فرمود: تو می دانی کجا نشسته ای؟ تو در مقابل خاندانی هستی که خداوند در شأن و مقام آنان فرموده است:فی بیوتٍ اذن اللّه ان ترفع و یذکر فیها
اسمه یسبّح له فیها بالغدوّ و الآصال رجالٌ لاتلهیهم تجارةٌ و لابیعٌ عن ذکر اللّه و اقام الصّلاة و ایتاء الزّکوة...؛(9) این چراغ فروزان در خانه هایی قرار دارد که خداوند دستور داده آن را بالا برند، خانه هایی که نام خدا در آن ها برده می شود و شب و روز در آن ها خداوند را تسبیح می گویند. پاک مردانی که هیچ تجارت و کسبی آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات غافل نمی کند. امام(ع) در ادامه فرمود: ما همان خاندانی هستیم که خداوند این گونه توصیف نموده است.(10)

تبیین فرهنگ اجتهاد
 

یکی از شاخه های مهم علوم اسلامی علم اصول است که به کمک آن می توان احکام دینی را از ادلّه و براهین شرعی استنباط و استخراج نمود. تمام دانشمندان شیعی معتقد هستند که امام باقر(ع) نخستین کسی است که این علم را تأسیس نمود و قواعد آن را تدوین و جمع آوری کرد و از این رهگذر دروازه اجتهاد را به روی دانشمندان و طالبان علوم اسلامی باز نمود.(11) بنابراین آن حضرت در دوران امامت خویش به رغم این که عرصه فرهنگی جامعه گرفتار چالش های عقیدتی و درگیری های مختلف فقهی بود، سعی نمود تا با تبیین شیوه های صحیح اجتهاد به نهادینه ساختن این فرهنگ بین دانشمندان علوم اسلامی اقدام نماید.
زرارة بن اعین و محمد بن مسلم ثقفی که از بزرگ ترین راویان احادیث اهل بیت(ع) قلمداد می شوند، در روایتی می گویند: از امام باقر(ع) در مورد نماز مسافر سؤال کردیم. امام(ع) فرمود: خداوند در قرآن می فرماید:واذا ضربتم
فی الأرض فلیس علیکم جناحٌ ان تقصروا من الصّلوة...؛(12) هنگامی که سفر می روید، بر شما گناهی نیست که نماز خود را کوتاه کنید... به امام عرض کردیم: خداوند فقط فرموده بر شما گناهی نیست و نفرموده:افعلو که ظهور در وجوب داشته باشد. پس چگونه از این آیه فهمیده می شود که واجب گردانیده است؟ امام فرمود: آیا نمی دانید که خداوند در مورد صفا و مروه فرموده است: فمن حجّ البیت او اعتمر فلاجناح علیه ان یطّوف بهما...؛(13) پس هر کس حجّ خانه خدا و یا عمره را به جا آورد، بر او گناهی نیست که سعی بین صفا و مروه را انجام دهد...
آیا نمی بینید که طواف آن دو (صفا و مروه) واجب شده است؟ چون خداوند در قرآن آورده و پیامبر(ص) نیز بدان عمل کرده است.
 
تقصیر در سفر نیز همین گونه است که پیامبر(ص) بدان عمل کرده است و پروردگار متعال نیز آن را در کتابش آورده است.
زراره در جای دیگر می گوید: از امام محمد باقر(ع) سؤال کردم: شما در مسح پا و سر، تمام سر و پا را مسح نمی کنید، بلکه مسح مقداری از آن را کافی می دانید، آیا ممکن است بیان کنید که این حکم را چگونه و از کجا بیان می فرمایید؟
امام(ع) با تبسمی پاسخ داد: این همان مطلبی است که در قرآن کریم آمده است. خداوند می فرماید:...وامسحوا برؤسکم...؛(14) و سرهایتان را مسح کنید. و نفرموده است: وامسحوا رؤسکم بنابراین وقتی قرآن می گوید:برؤسکم مقداری از مسح سر کافی است و این مطلب از کلمه ب که حرف جارّه است فهمیده می شود و در واقع امام حرف باء را باء تبعیضیّه در نظر گرفته است که دلالت بر جزء از کل می کند. امام در ادامه فرمود: در عبارت وارجلکم الی الکعبین کلمه ارجل عطف به رؤس است بنابراین می فهمیم که مسح قسمتی از پا برای وضو کافی است و این همان چیزی است که پیامبر اکرم(ص) آن را برای مردم تفسیر کرده بود امّا مردم به سخن ایشان هیچ توجهی نکردند و آن را تباه ساختند.(15)

اثبات مقام امامت
 

امام باقر(ع) برای شناساندن جایگاه امامت به مردم و جلب دل ها به سوی محبّت اهل بیت(ع) از هیچ کوششی فروگذار نبود و درصدد بود تا با این شیوه جایگاه امامت و ولایت را به گونه ای روشن برای مردم ترسیم کند. ایشان به منظور اثبات مقام امامت در کودکی به ائمه اطهار(ع) آیه ای از قرآن را که در شأن و مقام حضرت یحیی(ع) است، مورد استناد قرار می دهد:یا یحیی خُذ الکتاب بقوّةٍ و آتیناه الحکم صبیّاً؛(16) ای یحیی! دستورات آسمانی را با تمام توان فراگیر و ما در همان سن کودکی مقام نبوت را به وی عطا کردیم.
یک سال امام محمد باقر(ع) و فرزندش امام صادق(ع) به فرمان هشام بن عبدالملک (دهمین خلیفه بنی امیّه) به شام دعوت شدند درباریان مشغول تیراندازی بودند و هشام اصرار نمود که حضرت باقر(ع) هم در این برنامه شرکت کند. آن حضرت کمان را به دست گرفت و تیر به زه آن نهاد، به طوری که با پرتاب آن درست وسط هدف قرار گرفت و تیرهای بعدی بر پیکان تیر اول فرود آمد. هشام ظاهراً این کار را تحسین نمود ولی از همان موقع نقشه بر شهادت رساندن آن امام را در سر پروراند. هشام خطاب به ایشان گفت: تاکنون تیراندازی بدین زبردستی ندیده بودم و گمان نمی کنم کسی به اندازه تو این گونه توانایی و مهارت داشته باشد! هشام در ادامه گفت: آیا فرزندت جعفر می تواند این چنین تیراندازی کند؟ امام پاسخ داد: ما توانایی کامل و تمام را از یکدیگر به ارث می بریم، همان کمال و تمامی که خداوند آیه اش را بر پیامبر نازل کرد: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً؛(17) امروز دین را برای شما کامل کردم و نعمت خویش را برای شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین کامل برای شما برگزیدم.(18)

عروج ملکوتی
 

جابربن یزید جعفی یکی از مهم ترین تربیت شدگان مکتب باقرالعلوم(ع) است. او به مدت 18 سال در مدینه از محضر مبارک امام کسب فیض نمود و هزاران حدیث نورانی را در سینه خود جای داد. وی می گوید از امام باقر(ع) سؤال کردم که در آیه شریفه: و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الأرض(19) منظور از ملکوت آسمان ها و زمین که خداوند به حضرت ابراهیم نشان داد چیست؟ دیدم آن حضرت دستان مبارک خود را به طرف آسمان بالا برد و به من فرمود: نگاه کن تا بفهمی که نظاره گر چه چیزی هستی؟ من نوری را دیدم که از دستان آن حضرت به آسمان متصل شده است، به گونه ای که چشم ها را خیره می کند و عقل ها را مات و مبهوت. آن گاه به من فرمود: حضرت ابراهیم(ع) ملکوت آسمان ها و زمین را این چنین دید. بعد امام دست مرا گرفت و به درون خانه برد. لباس خویش را عوض کرد و فرمود: چشم بر هم بگذار! بعد از لحظاتی گفت: می دانی کجا هستیم؟؟ گفتم: نه. فرمود: در آن ظلماتی هستیم که ذوالقرنین به آن جا گذر کرده بود. گفتم: اجازه می دهید که چشمانم را باز کنم؟ فرمود: باز کن امّا هیچ چیز نخواهی دید. چون چشم گشودم در چنان تاریکی بودم که زیرپایم را نمی دیدم.
اندکی رفتیم باز هم فرمود: ای جابر! می دانی در کجایی؟ گفتم: نه. امام فرمود: بر سرچشمه ای که خضر(ع) از آن آب حیات خورده است. آن حضرت هم چنان مرا از عالمی به عالم دیگر می برد تا به پنج عالم رسیدیم. فرمود: ابراهیم(ع) ملکوت آسمان ها و زمین را این گونه مشاهده کرد. او دید که ملکوت آسمان ها دوازده عالم است و هر امامی که از ما از دنیا برود، در یکی از این عوالم ساکن می شود تا وقتی که ظهور قائم آل محمد(ص) فرا رسد.
امام باقر(ع) دوباره فرمود: چشم بر هم بگذار و بعد از لحظه ای فرمود: چشم بگشا! چون چشم گشودم خود را در خانه آن حضرت دیدم. آن بزرگوار لباس قبلی خود را پوشید و به مجلس قبلی برگشتیم. من عرض کردم: فدایت شوم چه قدر از روز گذشته است، فرمود: سه ساعت.0(20)

یاران استوار
 

امامان معصوم(ع) به جهت اهمّیت مسأله مهدویّت و غیبت دوازدهمین حجت الهی در فرصت های مناسب با استناد به آیات قرآن از عصر ظهور سخن گفته و شیعیان را با ویژگی های دولت کریمه حضرت مهدی(عج) آشنا نموده اند. پنجمین فروغ امامت در توصیف یاران قائم آل محمد(ص) به ابوخالد کابلی فرمود:
من به گروهی می نگرم که در آستانه ظهور از طرف مشرق زمین به پا می خیزند آنان برای رسیدن به حق و ایجاد حکومت الهی تلاش می کنند، به طوری که کسی نمی تواند جلو آنان را بگیرد. این حق جویان وقتی که حکومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از ولی امر مسلمین به کس دیگری نمی سپارند. کشته های ایشان از شهیدان راه حق محسوب می شوند. امام باقر(ع)
در ادامه به ابوخالد فرمود: اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را برای فداکاری در رکاب حضرت صاحب الامر(ع) تقدیم می کنم.
سپس در مورد استقامت و استواری یاران حضرت مهدی (عج) به این آیه از قرآن استناد کرد:فاذا جاء وعد اولیهما بعثنا علیکم عباداً لنا اولی بأسٍ شدیدٍ فجاسوا خلال الدّیار و کان وعداً مفعولاً؛(21) پس چون وقت انتقام اول فرا رسد بندگان جنگجو و نیرومند خود را بر ضدّ شما بر می انگیزیم، به گونه ای که درون خانه های شما را جست و جو کنند و مجرمان را دستگیر نمایند و این وعده یک امر قطعی است. سپس آن بزرگوار فرمود: این بندگان پیکارجو و نیرومند که به طرفداری از حق به پای خیزند، همان آخرین حجت خدا و یاران وفادار او هستند.(22)

رجعت در عصر ظهور
 

یکی از امتیازات مکتب اهل بیت عصمت و طهارت(ع) اعتقاد و التزام به اندیشه و تفکّر رجعت است. پویندگان و سالکان کوی آن مکتب با الهام از آموزه های قرآنی و سنّت بر این باور هستند که هنگام ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) عدّه ای از پیشینیان به زندگی این دنیا باز خواهند گشت. سپس دوباره قبض روح می شوند و در روز قیامت محشور خواهند شد. این اعتقاد مسلّم شیعی بر گرفته از آیات قرآن است. در مقال وحی آیات زیادی به رجعت مردم در گذشته اشاره شده است، همچون: زنده شدن گروهی از قوم بنی اسرائیل،(23) زنده شدن عُزَیر بعد از صد سال،(24) داستان اصحاب کهف (25) و زنده شدن مردگان به دست حضرت عیسی(ع)(26) نمونه هایی از رجعت افراد در اقوام گذشته است.
امام پنجم(ع) در سیره خود بر این باور وحیانی شیعه تأکید نموده و به این آیه شریفه استناد کرده است:ویوم نحشر من کلّ امّةٍ فوجاً؛(27) و روزی فرا می رسد که ما از هر امّتی گروهی را زنده کرده و محشور می کنیم. این آیه به روشنی دلالت دارد بر این که قبل از قیامت گروه هایی از مردم زنده می شوند و به این دنیا باز می گردند .بنابراین قرآن نه تنها به موارد و مصادیق رجعت در این دنیا اشاره کرده، بلکه به رجعت گروهی نیز قبل از قیامت تأکید دارد.
سید مرتضی (ره) از دانشمندان بلند پایه مکتب اهل بیت(ع) در مورد رجعت و توضیح سخن امام باقر(ع) می گوید: خداوند متعال در آستانه ظهور حضرت مهدی(عج) گروهی از اموات شیعه را زنده می کند تا به ثواب نصرت و یاری آن حضرت نایل آمده و نظاره گر تشکیل دولت کریمه آن حضرت باشند و طعم شیرین عدالت و حکومت ایشان را بچشند و گروهی دیگر از دشمنان اهل بیت(ع) را محشور می گرداند تا از آنان قبل از قیامت انتقام گرفته و این ظالمان در دنیا ذلّت و خواری کفر و نفاق را احساس کنند.(28)

پی نوشت ها :
 

1. اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج 1، ص 650.
2. بحارالانوار، علّامه مجلسی، ج 46، ص 215.
3. حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(ع)، رسول جعفریان، ص 285.
4. علل الشرایع، شیخ صدوق، ج 1، ص 233.
5. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه 125، ص 238.
6. اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج 1، ص 228.
7. همان، ص 228.
8. تفسیر الفرات، شیخ ابوالقاسم فرات کوفی، ص 258.
9. سوره نور، آیات 37 36.
10. بحارالانوار، ج 46، ص 358.
11. حیاة الامام محمدٍ الباقر، باقر شریف قرشی، ج 1، ص 226.
12. سوره نساء، آیه 101.
13. سوره بقره، آیه 158.
14. سوره مائده، آیه 6.
15. وسایل الشیعه، محمد بن حسن حر عاملی، ج 1، ص290.
16. سوره مریم، آیه 12.
17. سوره مائده، آیه 3.
18. دلایل الامامة، محمد بن جریر طبری، ص 4.
19. سوره انعام، آیه 75.
20. حدیقة الشیعه، مقدّس اردبیلی، ص 531.
21. سوره اسراء، آیه 5.
22. تفسیر عیاشی، ابونصر محمد بن مسعود سرقندی، ج 2، ص 281.
23. نک: سوره بقره، آیه 55.
24. نک: همان، آیه 259.
25. نک: سوره کهف آیه 12.
26. نک: سوره آل عمران، آیه 49.
27. سوره نحل، آیه 83.
28. مع الشیعة الامامیة فی عقائد هم، آیت اللّه جعفر سبحانی، ص 139.
 

منبع ماهنامه پاسدار اسلام شماره 336



نوع مطلب : مقالات، كتابخانه، امام محمد باقر علیه السلام، فضائل و كرامات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی