تبلیغات
امام محمد باقر علیه السلام - هدایت امام باقر(ع) و تهاجم فرهنگی
 
امام محمد باقر علیه السلام
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
بیشترین علاقمندی شما در این وبسایت؟







نویسنده: خلیل منصوری




عصر تهاجم فرهنگی

عصر امام باقر و امام صادق (ع) را می توان به حق عصر تهاجم فرهنگی نامید كه هویت جامعه اسلامی و تمدن اسلامی را در معرض نیستی و نابودی قرارداده بود. هر چند كه در عصر پیامبر (ص) تا عصر امام سجاد (ع) تنوع فرهنگی با فتح سرزمین های دیگر و یا روی آوری مردم به اسلام، خود را به خوبی نشان داده بود و افزون بر فرهنگ تمدنی مجوسی و مسیحی، فرهنگ های كلان و عمده دیگری چون فرهنگ مشركان و یهودیان و نیز خرده فرهنگ های جزیی و علمی و روشی دیگر نیز وجود داشت بطوری كه برخی از آن ها حتی انتسابی به آسمان نداشته و تنها متأثر از دانشمندی و یا فیلسوفی بوده است مانند اندیشه های فلاسفه اسكندریه در مصر و پهلویان ایرانی و بوداییان هندی و كنفسوسیان چینی، اما با این همه حضور سریع و رشد و شكوفایی ناگهانی اسلام به فرهنگ ها و تمدن های دیگر این فرصت را نداده بود تا خود را برای مقابله مهیا كنند.
موج اسلام چنان قاره كهن را در نوردید كه حتی شعاع آن بخشهایی از اروپا را نیز فراگرفت حضور این فرهنگ تازه نفس و مردم مؤمن و قوی و با اراده در كنار رشد تمدنی و شكوفایی اقتصادی و صنعتی موجب شده بود تا دشمنان، غافل گیر شوند و بسیاری از فرهنگ ها چون فرهنگ مصری و شمال آفریقایی به طور كلی در برابر تمدن اسلام مضمحل شوند.
اما آرام گرفتن امواج پیاپی فرهنگی اسلام در دوره امویان، موجب شد تا فرهنگ های پیرامونی فرهنگ مركزی اسلام، خود را بیابند و برخی از جوانه های آن در گوشه و كنار جامعه اسلامی و جهانی آن روز خود را آشكار سازند. در این میان نمی توان از نقش منفی امویان در برابر اسلام نیز غافل ماند. امویان كه خود را از زمان ابوسفیان رقیب جدی اسلام و فرهنگ اسلامی می دیدند و هرگز به اسلام و فرهنگ اسلامی و هویت مستقل آن ایمان نیاورده بودند، با سربرآوردن فرهنگ های رقیبی كه بتواند دست كم چالشی مهم در برابر اسلام ایجاد كند، خوشحال می شدند و حتی با كمك های مالی به برخی از نخبگان فرهنگی دیگر می كوشیدند تا این اتفاق، زودتر رخ دهد؛ به ویژه كه فرهنگ تمدنی اسلام با بسیاری از رفتارهای آنان مخالفت و آن را بیرون از دایره اسلام قلمداد می كرد.
كاخ نشینی و ظلم و بیداد بی حد و اندازه دولت و دولتمردان و تقویت تبعیض میان اعراب و دیگر اقوام و نژادها، امری نبود كه اسلام با آن موافق باشد؛ هرازگاهی ابوذری و عدی بن حاتمی و یا امام حسینی (ع) در برابر ایشان قد علم می كرد و خلافت اسلامی ایشان را به خلافت كسری و قیصر تشبیه و آنان را متهم، به كفر و ارتداد می كرد. از این رو امویان كوشیدند تا با ایجاد چیزی به نام نهضت ترجمه زمینه های تهاجم فرهنگی به اسلام و تمدن اسلامی را فراهم كنند و اسلام را در برابر این دیدگاه و فرهنگ ها قراردهند.
حمایت بی چون و چرا از سردمداران فرهنگ های دیگر و به كاخ كشاندن آنان و اجازه دادن به تدریس و آموزش و حتی دادن مجوز ورود به مسجد به آنان، عاملی مهم در برداشت های نادرست مردم شد.
مردم با توجه به گرایش نخبگان سیاسی جامعه كه به عنوان خلیفه رسول الله (ص) فعالیت می كردند بر این باور شدند كه فرهنگ های دیگر دارای برتری های ذاتی هستند و آن چه كه می تواند تمدنی را ایجاد كند روش تمدنی دیگر فرهنگ ها به ویژه فرهنگ های كسرایی و قیصر است.

واكنش جامعه عرب در برابر تمدنهای غربی

دولت اموی كوشید تا با بهره گیری از دیوان سالاران ایرانی، نظام مالیاتی كسرایی را زنده كند و با استفاده از معماران به نام ایرانی و رومی، كاخ بزرگی را بسازد و مساجدی را به عظمت كلیساها بنا گذارد. اعراب چادرنشین از این تحولات تمدنی، بسیار خشنود بودند و توانایی فرهنگ های غربی را برای ایجاد چنین تمدن هایی پذیرفتند. مباحث فلسفی كه برای عرب ها گیج كننده بود موجب شد عظمتی در اندیشمندان فرهنگ های یونانی و ایرانی و رومی بیابند كه غیرقابل توصیف است. عربهای عصر اموی به طور ذاتی در محیطی زیست می كردند كه عقل فلسفی را برنمی تابید و جزیی نگری، آنان را از كلی یابی باز می داشت.

ضرورت جهاد فرهنگی در برابر تهاجم امویان

این گونه است كه تهاجم فرهنگی مدیریت شده از سوی امویان، هویت فرهنگی اسلام را در معرض تهدید و نابودی قرار داد. دیگر مشكل نظامی نبود كه اسلام را تهدید می كرد. اگر در زمانی جهاد نظامی فرض عینی بود، اكنون جهاد فرهنگی لازم و ضروری بود؛ زیرا تمامی دشمنان فرهنگی اسلام شمشیر را به كناری نهاده بودند و به سبب شكست هایی كه در بیش از یك سده با آن رو به رو بودند كوشیدند از راه های دیگر خود را بیازمایند تا حریف تازه نفس را به زانو درآورند. اكنون فرهنگ های تمدنی چندی در كنار هم قرار گرفته بودند و می خواستند این فرهنگ تازه اسلامی را به شكست بكشانند و در این میان خلافت سلطنتی اموی نیز آنان را یار و یاور بود.

نحوه برخورد امام باقر (ع) با فلسفه ایرانی و یونانی

تفكر پیچیده فلسفی درباره اصول اعتقادی و بینشی كه ناظر به هستی شناسی بود، عرب های مؤمن را سرگردان می كرد. از اینرو علم كلام اسلامی در برابر تهدید اصول فلسفی ایرانی و یونانی ایجاد می شود و امام باقر (ع) می كوشد تا مبانی فلسفی ایرانی و یونانی را كه به هستی شناسی و وجودشناسی می پردازد مورد نقد و تحلیل قرار دهد. وی با همان ادبیات فلسفی به مقابله با فلسفه ایرانی و یونانی می رود. با این تفاوت كه عناصر مثبت آن را می پذیرد و عناصر منفی را كنار گذاشته و با نقد علمی، نخبگان فرهنگی آنان را به زانو درمی آورد. شاگردانی بزرگ تربیت می كند كه هر یك در برابر چند عالم فیلسوف ایرانی و یونانی و مسیحی و یهودی می تواند به دفاع از آموزه های فلسفی اسلام بپردازد.
هشام بن حكم كلامی شیعی و دیگرانی می توانند در برابر تهاجم فرهنگی به مقابله بپردازند و هویت كلامی شیعی و اسلامی را حفظ كنند. اگر دشمن می كوشید تا با نظام فلسفی، جبرگرایی را در جامعه حاكم كند و جریان جبرگرایی را به شكل گفتمان غالب درآورد و اندیشه های رواقیون را به عنوان بخش فرهنگی غالب بر جامعه تحمیل نماید تا در استبدادگرایی و خلافت سلطنتی تبعیض گرایانه از آن سود برد، امام باقر (ع) نیز كوشید تا با بهره گیری از همان نظام و ادبیات فرهنگی فلسفی به مقابله با جبرگرایی برخیزد از سوی دیگر می بایست با اندیشه فلسفی پهلویانی كه اختیارگرایی افراطی را دامن می زدند و اصول عقلی و عقلایی را به عنوان اصول كامل كه جامعه را از اصول وحیانی بی نیاز می كند بشناساند به مبارزه برمی خاست. پهلوی های ایرانی براساس مجوسیت تحریف شده، بر این باور بودند كه انسان به طور كامل مختار آفریده شده است و هیچ گونه قانون و سنتی آدمی را به امری وادار نمی سازد. این اندیشه با خداوند و آفریدگاری سازگار بود كه آفریده هائی را خلق و آنان را رها ساخته است و نظام طبیعی جهان را به گونه ای آفریده است كه انسان به تنهایی می تواند آن را با عقل، مدیریت كند.
هر دو اندیشه فلسفی یونانی با عناصر جبرگرایی آن و اندیشه فلسفی ایرانی پهلوی با عناصر اختیارگرایی آن، دارای عناصر مثبت فلسفی بودند ولی هیچ یك از جامعیتی كه اسلام بیان می داشت همراه نبودند. عقل گرایی در میان بخشی از امت به نام معتزلیان نفوذ كرد كه به نوعی در مقابل جریان سیاسی اموی قرار داشتند. در حقیقت گرایش به اعتزال و عقل گرایی فلسفی را می بایست در گروهی از امت یافت كه مخالف سیاست های اموی بودند. بنابراین ریشه گرایش فلسفی اعتزال كه به شكل فرهنگی خود را نشان می دهد عناصر سیاسی و ظلم و بیدادهای اموی بود كه براساس جبرگرایی فلسفی رواقی شكل یافته بود. آن چه جنگ فرهنگی را دامن می زد جنگ سیاسی و قدرت بود. دولت مردان در نهایت، اندیشه فلسفی اشعری را كه جبرگرایی را تقویت می كرد مورد حمایت قرار دادند و در مقابل، معتزلیان را در تنگنا گذاشته و وجوهات و كمك های نقدی را از آنان دریغ داشته و حتی برخی را كشته و برخی را به زندان افكندند.

پیدایش علم كلام اسلامی

این گونه است كه علم كلام در عصر امام باقر (ع) به شكلی جدید از درون آموزه های اسلامی پدید می آید. امام (ع) می كوشد تا در برابر عقل گرایی و اختیارگرایی محض فلسفی معتزلیان كه از نظر سیاسی در كنار امام (ع) قرار داشتند واكنش هائی برپایه اصول اسلامی انجام دهد. از این رو به نقد علمی فلسفی اندیشه های اعتزالی و اشعری می پردازد كه بومی سازی شده، اندیشه های جبرگرایی رواقی یونانی و اختیارگرایی ایرانی مجوسی بود.
بی گمان علم كلام از بنیانهای امام باقر (ع) است؛ زیرا دو گروه مقابل یعنی آن چه كه بعدها به نام معتزلیان و اشاعره شناخته می شوند چیزی جز واگویان اندیشه های فلسفی یونانی و ایرانی نبودند. امام (ع) با علم امامت خویش توانست براساس گزاره های شناختی قرآن و اسلام و آموزه ها و اصول و حیانی، بینش و نگرش فلسفی اسلام نسبت به جهان را براساس آیات قرآنی و آموزه های وحیانی امامان پیش از خود، به شكل علمی و آكادمیك در اختیار جامعه قرار دهد. نخستین كتاب های كلامی فلسفی مبتنی بر اسلام و آموزه های آن، توسط پرورش یافتگان مكتب امام باقر (ع) نوشته شد و نخستین دانشمندان كلامی كه از آن ها به نام متكلمین یاد می شود به دست امام (ع) به جهان معرفی شدند.

تلاش امویان برای لغو قوانین اسلامی

دومین بخشی كه مورد توجه دولتمردان قرار گرفت و برای نابودی فرهنگی تمدن اسلامی به آن توجه یافتند حوزه قوانین است. دولت و خلافت سلطنتی اموی برای دست یابی به قدرت و ثروت می بایست نظام حقوقی و قانونی خاصی را ایجاد می كرد تا آنان را در مسیر غارت قانونی و استعمار و استثمار مردم به ویژه غیرعرب و غیرمسلمان یاری كند. در این میان قوانین دو دولت ایرانی و رومی بسیار می توانست برای آنان كارگشا باشد. قوانین اداری ایرانی و دیوان محاسبات آن بسیار پیچیده و براساس نظام ریاضی خاص و پیشرفته ای تدوین شده بود. دانشمندان بزرگی چون بزرگمهر حكیم و غیر او در طول بیش از دو هزار سال نظامی را پی افكنده بودند كه شاهنشاهی بزرگی چون هخامنشی و ساسانی را یاری می رساند. این نظام حقوقی و مدیریت كشور از هر نظر پیچیده و علمی بود كه بیش از دو هزار سال دوام آورد و ملت های بزرگی را از شرق دور تا غرب را در مدیریت نظام شاهنشاهی حفظ كرد.
انبوه نوشته هائی كه بسیاری از آنان در اختیار بود، بهترین ابزار خلافت سلطنتی اموی شد.
دانشمندان ایرانی و رومی به كار گرفته شدند. قوانین ایرانی و رومی ترجمه شدند و دانشمندان اسلامی روی آنان كار كردند تا برخی از مظاهر روشن و صریح مخالف با قرآن را حذف كنند و یا تعدیل نمایند. بدین ترتیب نظام حقوقی و قانونی اسلام كه در دوره های نخست و عصر پیامبر (ص) عمل می شد به كناری نهاده شد.
تهاجم به حوزه حقوق و قوانین به معنای آن بود كه روش مدیریت سیاسی و اقتصادی و آموزشی و تربیتی جامعه كه اسلامی و ارزشی بود به كناری نهاده می شد و به جای آن روش و شیوه های ایرانی و رومی به كار می رفت. بی گمان روش ها و شیوه های غربی و شرقی نمی توانست آرمان های اسلامی را تحقق بخشد چنان كه هویت مستقل فرهنگ اسلامی را نیز تهدید می كرد و به نابودی می كشاند.

تدوین مكتب حقوقی اسلامی

امام باقر (ع) و سپس به پیروی ایشان امام صادق (ع) درمقابل این تهاجم فرهنگی نیز قیام كردند و مكتب حقوقی اسلامی را تبیین و به شكل علمی آن روز ارایه دادند. حقوق اسلامی به شكلی بازسازی و در قالب جدید عرضه شد. به گونه ای كه دولت بزرگ اسلامی را به راحتی می توانست برای رسیدن به اهداف خود یاری رساند. كاری كه آن حضرت (ع) انجام داد می تواند از نظری همانند نگارش قانون اساسی و قوانین حقوقی و مدنی به شكل جدید در دوره معاصر باشد، هر چند كه به جهاتی عمیق تر و علمی تر بود. اگر دولت مردان اموی مدعی این بودند كه قوانین اسلامی به گونه ای است كه نمی توان جامعه چند فرهنگی و چند ملیتی و قومی را مدیریت كرد اكنون با نگارش كتب مختلف فقهی این كار فراهم شد و اسلام به شكل جدیدی برای مدیریت دولت بزرگ خلافت جهانی آماده گردید. امام باقر و امام صادق (ع) توانستند دانشمندانی را تربیت كنند كه توان نگارش حقوق اسلامی در شكل دولتی آن را مهیا كرده بودند. از این رو نخستین كتاب اصولی یعنی روش استنباط حقوق و فقه و مبانی استخراجی توسط شاگردان امام باقر و امام صادق (ع) نوشته می شود و نخستین كتب فقهی تألیف می گردد. حتی برخی از شاگردان ایشان از مكتب اسلامی همراه دولت مردان می شوند و یا گروههای مخالف شیعه و اندیشه امامت، برای بهره گیری به مكتب امام باقر و امام صادق (ع) می آیند و این گونه است كه حتی فقه اصل سنت و اصول ایشان توسط كسانی نوشته می شود كه شاگردان مستقیم و یا غیرمستقیم آن بزرگواران بوده اند كه از مشهورترین آنان ابوحنیفه صاحب مكتب فقهی حنفی است.
بعدها دانشمند شیعی معروف یعنی شیخ طوسی با توجه به نیازهای زمان خویش با بهره گیری از اصول و روش های امامان (ع) خود روش دیگری پی می ریزد كه در كتاب فقهی مبسوط خود آن را به شكل كامل نشان می دهد این روش ابتكاری طوسی تا زمان حال ادامه یافت. البته در سالهای اخیر با توجه به تغییرات مهم و قدرت یافتن دولت شیعی، اندیشه بازسازی روشی به ویژه در طلاب جوان تقویت شده است تا قوانین، كلام و دیگر علوم اسلامی با توجه به جهانی شدن نظریات شیعی و اسلامی مجددا تدوین شود. این اندیشه هر چند كه نوپاست ولی امید است با توجه به راهكارهای امامان معصوم (ع) و تفكر روشی شیخ طوسی ها تقویت شود و دانشمندانی با این تفكر، امور علمی و فرهنگی حوزه ها و سپس جامعه جهانی را به دست گیرند.

توجه امام باقر (ع) به حوزه تمدنی

از آن جایی كه بینش و نگرش اسلام برپایه فرهنگ تمدنی است، امام باقر (ع) به حوزه تمدنی نیز توجه داشت و شاگردانی بسیار در حوزه های دیگر چون شیمی و مانند آن تربیت كرد. البته موقعیت و زمان امام باقر (ع) اقتضا می كرد كه بیش تر به حوزه های كلامی و فقهی و اصولی توجه كند و امام صادق (ع) این فرصت را یافت كه پس از تثبیت این بخش به بخش های دیگر بپردازد. این بدان معناست كه توجه عموم شیعیان به همه حوزه های فرهنگی و تمدنی لازم و ضروری است و نمی بایست حوزه های تمدنی چون علم و صنعت مورد غفلت و بی توجهی و یا كم توجهی قرار گیرد. تخصصی شدن امور ضروری است و می بایست برای هر حوزه فرهنگی و تمدنی دانشمندانی را نه برای ایران و مدیریت ملی و یا منطقه ای بلكه جهانی آماده ساخت؛ زیرا آینده از آن فرهنگ تمدنی اسلام در همه جهان است.
منبع: روزنامه کیهان


نوع مطلب : امام محمد باقر علیه السلام، فضائل و كرامات، مقالات، 
برچسب ها : مقالات،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی