امام محمد باقر علیه السلام
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
بیشترین علاقمندی شما در این وبسایت؟







سه شنبه 11 آذر 1393

بهترین دارو
نویسنده:عبدالله صالحی
منبع:چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد باقر(ع)
محمّد بن مسلم در ضمن حدیثی حكایت كند:
روزی در مدینه بیمار بودم ، امام محمّد باقر علیه السلام توسّط غلامش ظرفی كه در آن شربتی مخصوص قرار داشت و در پارچه ای پیچیده بود، برایم فرستاد. وقتی غلام آن شربت را به من داد، گفت : مولا و سرورم فرموده است : باید برای درمان و علاج بیماری خود، آن را بنوشی . هنگامی كه خواستم آن را بنوشم ، متوجّه شدم كه آن شربت بسیار خوشبو و خنك است . و چون شربت را نوشیدم ، غلام گفت : مولایم فرموده است : پس از آن كه شربت را نوشیدی ، حركت كن و نزد ما بیا. من در فكر فرو رفتم كه چگونه به این سرعت خوب شدم ؟! و این شربت چه داروئی بود؟ چون تا قبل از نوشیدن شربت قادر به حركت و ایستادن نبودم . به هر حال حركت كردم و به حضور امام علیه السلام شرفیاب شدم ؛ و دست و پیشانی مبارك آن حضرت را بوسیدم ؛ و چون گریه می كردم حضرت فرمود: چرا گریه می كنی ؟ عرض كردم : ای مولایم ! بر غریبی و دوری مسافت خانه ام از شما و همچنین بر ناتوانی خویش گریه می كنم از این كه نمی توانم مرتّب به خدمت شما برسم و كسب فیض نمایم . حضرت فرمود: و امّا در رابطه با ناتوانی و ضعف جسمانیت ، متوجّه باش كه اولیاء و دوستان ما در این دنیا به انواع بلا و مصائب گرفتار می شوند، و مؤ من در این دنیا هر كجا و در هر وضعیتی كه باشد غریب خواهد بود تا آن كه به سرای باقی رحلت كند. امّا این كه گفتی در مسافت دوری هستی ، پس به جای دیدار با ما، به زیارت قبر امام حسین علیه السلام برو؛ و بدان آنچه را كه در قلب خود داری و معتقد به آن باشی با همان محشور خواهی شد. سپس حضرت فرمود: آن شربت را چگونه یافتی ؟ عرض كردم : شهادت می دهم بر این كه شما اهل بیت رحمت هستید، من قدرت و توان حركت نداشتم ؛ ولیكن به محض این كه آن شربت را نوشیدم ، ناراحتیم برطرف شد و خوب شدم . حضرت فرمود: آن شربت دارویی بر گرفته شده از تربت قبر مطهّر امام حسین علیه السلام است ، كه اگر با اعتقاد و معرفت استفاده شود شفاء و درمان هر دردی خواهد بود.


نوع مطلب : مقالات، امام محمد باقر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

هدیه از خزانه خالی
نویسنده:عبدالله صالحی
منبع:چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد باقر(ع)
مرحوم شیخ مفید، طبری و برخی دیگر از بزرگان به نقل از جابر جُعفی حكایت كنند: روزی به محضر شریف امام محمّد باقر علیه السلام شرفیاب شدم ، و اظهار داشتم : مولایم ! من بسیار تنگ دست و محتاج شده ام ؛ از شما خواهش می كنم ، مقداری پول جهت تاءمین هزینه زندگی ام به من عنایت فرمائید؟ امام علیه السلام فرمود: ای جابر! در حال حاضر، چیزی نزد ما نیست كه به تو كمك دهیم . در همین بین - كه مشغول صحبت بودیم - كُمیت شاعر وارد شد و چند بیت شعر در مدح و عظمت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام فرمود و چون اشعار او پایان یافت ، حضرت به غلام خود فرمود: وارد آن اتاق شو، كیسه ای در آن جا وجود دارد، آن را بیاور و تحویل كمیتِ شاعر بده . غلام رفت و پس از لحظه ای - در حالی كه كیسه ای در دست گرفته بود - بازگشت ، و آن كیسه را جلوی كُمیت شاعر نهاد. سپس كمیت به حضرت عرضه داشت : سرورم ! اگر اجازه فرمائی ، قصیده دیگری نیز بخوانم ؟ امام علیه السلام فرمود: مانعی نیست ، چنانچه مایل هستی ، بخوان ؛ سپس كمیت قصیده ای دیگر در مدح ائمّه علیهم السلام خواند، و پس از پایان اشعار، حضرت به غلام خود فرمود: داخل همان اتاق برو، كیسه ای دیگر آن جا هست ، آن را برای كمیت شاعر بیاور؛ و غلام نیز اجابت كرد. بار دیگر كمیت اجازه خواست تا اشعار دیگری را بخواند. و حضرت اجازه فرمود و سپس فرمود تا كیسه ای دیگر تحویل كُمیت گردد. در این هنگام كُمیت شاعر خطاب به حضرت كرد و اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! به خدا سوگند، من برای گرفتن هدیه و پول ، این اشعار را نخواندم و غرض من كسب اموال و متاع دنیا نبود؛ بلكه برای خوشنودی حضرت رسول و رضایت پروردگار این اشعار را سروده ام . آن گاه امام علیه السلام برای او دعا كرد و به غلام خود فرمود: این كیسه ها را بازگردان و سر جایش بگذار، غلام آن ها را برداشت و در جای اوّلش قرار داد. جابر افزود: من با دیدن چنین صحنه ای ، با خود گفتم : هنگامی كه من مشكلات خود را برای حضرت توضیح دادم و تقاضای كمك كردم به من فرمود: چیزی نزد ما نیست ؛ لكن برای كُمیت شاعر، كه چند شعری را سروده است ، سه كیسه معادل سی هزار درهم ، اهداء می نماید. در همین افكار بودم كه كُمیت بلند شد و خداحافظی كرد و رفت ، سپس حضرت فرمود: ای جابر! بلند شو و برو داخل همان اتاق و هر چه آن جا بود، بیاور. هنگامی كه داخل اتاق رفتم هر چه بررسی كردم ، چیزی نیافتم و اثری از كیسه ها نبود، بازگشتم و به امام علیه السلام خبر دادم كه چیزی پیدا نكردم . حضرت فرمود: ای جابر! ما از تو چیزی را پنهان نمی كنیم و سپس دست مرا گرفت و همراه حضرت وارد همان اتاق شدم ، وقتی داخل اتاق شدیم ، حضرت با پای مبارك خود بر زمین زد و مقدار زیادی طلا نمایان گشت . پس از آن فرمود: ای جابر! آنچه می بینی و مشاهده می كنی برای دیگران بازگو نكن ؛ مگر آن كه از هر جهت مورد اعتماد باشند. و سپس افزود: روزی جبرئیل علیه السلام نزد جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و تمام گنج های زمین و ذخایر آن را بر جدّم عرضه داشت ، بدون آن كه كمترین چیزی از مقام و موقعیّت حضرتش كاسته شود. ولی او نپذیرفت و تواضع و قناعت را برگزید و آن ذخایر و گنج ها را ردّ نمود. و ما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام چنین هستیم ؛ و شیعیان و دوستان ما نیز باید چنین باشند.


نوع مطلب : مقالات، امام محمد باقر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اهمیّت خوردنی ها
نویسنده:عبدالله صالحی
منبع:چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد باقر(ع)
محمّد بن ولید كه یكی از دوستان و اصحاب امام محمّد باقر علیه السلام است ، حكایت كند: روزی به قصد زیارت آن حضرت حركت كردم ، وقتی نزدیك منزل امام علیه السلام رسیدم ، جمعیّت بسیاری را دیدم كه برای زیارت آن حضرت آمده بودند. به همین جهت برگشتم و فردای آن روز دوباره برای دیدار آن حضرت به راه افتادم و چون تنها بودم دوست داشتم كه رفیقی با خود می یافتم تا با یكدیگر به محضر شریف امام باقر صلوات اللّه علیه شرفیاب می شدیم . آن روز هوا بسیار گرم بود؛ و من همچنان تنها حركت می كردم ، در بین راه خسته و تشنه و گرسنه شده بودم ، مقداری آب كه همراه داشتم آشامیدم و در گوشه ای نشستم . پس از لحظاتی ، غلامی آمد و طَبَقی ، كه در آن غذاهای متنوّع وجود داشت ، به همراه آفتابه ای برایم آورد.
و هنگامی كه طَبَق غذا را جلوی من گذاشت ، گفت : سرور و مولایم فرمود: پیش از غذا دست هایت را بشوی - و با نام خدا - غذایت را تناول كن . پس چون مشغول خوردن غذا بودم ، مولایم امام باقر علیه السلام تشریف آورد و من به احترام حضرت ، از جای بر خاستم و ایستادم ، حضرت فرمود: - سر سفره - حركت نكن ، بنشین و غذایت را میل نما. به همین جهت نشستم و غذایم را خوردم . پس از آن ، غلام مشغول جمع آوری ریزه های غذا شد كه اطراف ظرف غذا ریخته شده بود. حضرت فرمود: چنانچه در بیابان غذا خوردی ، اضافات آن را جمع نكن و آن ها را در گوشه ای رها نما - تا مورد استفاده جانوران و حیوانات قرار گیرد -. ولی اگر در منزل غذا خوردی ، آنچه را كه اطراف سفره و یا اطراف ظرف غذا می ریزد، تمام آن را جمع كن و تناول نما، چون كه رضایت خداوند متعال در چنین كاری است ؛ و نیز سبب توسعه روزی و مانع از فقر و بیچارگی می باشد، و همچنین شفای هر دردی در آن ریزه های غذا خواهد بود.


نوع مطلب : مقالات، امام محمد باقر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

امام باقر(علیه السلام) و تربیت فرزند
منبع:روزنامه كیهان
تربیت، اساسی ترین مسأله انسان است كه بدون آن به سعادت دنیا و آخرت نایل نمی گردد. معصومین علیهم السلام همچنان كه در سایر ابعاد زندگی، چراغ هدایت پیروان خود بوده اند در زمینه تربیت نیز بهترین و مطمئن ترین الگویند. این مقاله بر آنست تا نكاتی از دفتر زرین دیدگاه ها و سیره تربیتی یكی از آن بزرگواران یعنی امام باقر(علیه السلام) را به پیروان آن حضرت تقدیم نماید كه از سایت تبیان اخذ شده است .

الف- آداب تربیتی پس از تولد

از امتیازات تربیت اسلامی این است كه در آن علاوه بر زمینه سازی مناسب در قبل از تولد فرزند و بلكه پیش از ازدواج والدین، تربیت از آغازین لحظه تولد به طور عملی شروع می شود و آداب و سنن ویژه ای نسبت به نوزدان سفارش شده است كه در اینجا به برخی از آنها در كلمات گوهربار امام باقر(ع) آمده.
1و 2- گفتن اقامه در گوش و بازكردن كام نوزاد با آب فرات: امام باقر(ع) فرمودند: «شایسته است كام نوزاد با آب فرات بازگردد و در گوشش اقامه گفته شود.» (1)
3 و 4- عقیقه و نامگذاری: آن حضرت فرمودند: «هرگاه برای شما فرزندی به دنیا آمد در روز هفتم اگر پسر است گوسفند نر و اگر دختر است گوسفند ماده برایش عقیقه كنید و از گوشت آن به قابله بدهید و در روز هفتم او را نامگذاری كنید. (2) نكته مهم در نامگذاری، انتخاب نام نیكو و پرهیز از نامهای ناخوشایند است. زیرا نام نیكو مایه سرور فرزند و نام ناخوشایند باعث نگرانی و دغدغه خاطر او می گردد، امام باقر(ع) در سخنان خود برخی از نامهای نیكو و غیرنیكو را بیان كرده اند. آن حضرت در این زمینه فرمودند: «اصدق الاسماء ما سمی بالعبودیه و افضلها اسماء الانبیاء.» (3) صادقترین نامها، نامهایی است كه بندگی خداوند را تداعی نماید و بهترین آنها نامهای پیامبران است.

ب- تأثیر شیر مادر در تربیت

در تربیت فرزندان، والدین نخستین نقش را دارا هستند، این نقش و تأثیر در مقاطع گوناگون سنی یكسان و هم اندازه نمی باشد بلكه در مقاطع و مراحلی از تربیت نقش پدر برجسته تر و در مراحل دیگری نقش مادر تعیین كننده تر است و در یك دیدگاه كلی می توان گفت كه تا بیش از سن نوجوانی به ویژه در دوران جنینی و شیرخوارگی نقش مستقیم مادر در تربیت فرزند بیشتر از پدر خواهد بود و از دوره نوجوانی به بعد به خصوص در مورد پسران نقش پدران مهمتر است، البته این بدان معنا نیست كه نقش پدر در دوران كودكی و نقش مادر در دوران نوجوانی و جوانی ناچیز و كم رنگ باشد بلكه مقصود بیان برجستگی نقش و تأثیر بیشتر هر یك در یك مرحله خاص است.
بنابراین یكی از مقاطع مهم، مقطع شیرخوارگی است كه در آن، مادر نقش مستقیم و اساسی دارد. در این مقطع شیردادن مهمترین عامل ارتباط نوزاد با مادر است، شیر مادر علاوه بر نقش مهمی كه در تغذیه و بهداشت جسمانی نوزاد دارد عامل ایجاد و انتقال بعضی ویژگیها به فرزند نیز می باشد كه ما به دو نمونه از آنها كه در سخنان امام باقر(ع) بیان شده، اشاره می كنیم:
1- حماقت و كودنی: امام باقر(ع) فرمود: «لاتسترضعوا الحمقاء فان اللبن یعدی و ان الغلام ینزع الی اللبن یعنی الی الظئر فی الرعونه و الحمق.» زنان كودن را دایه فرزندانتان قرار ندهید زیرا از طریق شیر، حماقت و كودنی به آنها منتقل می شود. (4)
2- زیبایی و زشتی: آن حضرت فرمودند: «دایه های زیبا برای فرزندانتان انتخاب كنید و از دایه های زشت رو بپرهیزید زیرا چه بسا شیر انتقال دهنده (زشتی و زیبایی) باشد.» (5) نیز در حدیث دیگری فرمود: «بر شما باد به انتخاب دایه های نظیف و زیبا، زیرا شیر انتقال دهنده (زیبایی) است.» (6)

ج) كودك و نیاز به محبت

محبت از ضروری ترین نیازهای عاطفی فرزند در دوران كودكی است و بدون توجه به آن كودك به رشد عاطفی مناسب نایل نمی شود، این نیاز، برای كودك به شكلهای گوناگون قابل پاسخگویی است كه می توان به بوسیدن كودك، در آغوش گرفتن، گفتن جملات زیبا و محبت آمیز، خریدن هدیه و اسباب بازی و... اشاره كرد. امام باقر(ع) در فرصتهای مناسب از طریق در آغوش گرفتن و بیان جملات محبت آمیز، محبت خود را به كودك خردسالش امام صادق(ع) نشان می دادند و از این طریق به نیاز عاطفی او پاسخ می گفتند.
محمدبن مسلم از اصحاب بزرگ آن حضرت نقل می كند كه من در خدمت امام باقر(ع) بودم؛ در این هنگام فرزند (خردسال)ش جعفر(ع) وارد شد و بر سر او ذؤابه (زلف) (7) و در دستش عصایی بود كه با آن بازی می كرد.
امام باقر(ع) او را به گرمی در آغوش گرفت و به سینه خود فشرد و خطاب به او فرمود: «پدر و مادرم به فدایت باد (با این چوب) كار لهو انجام مده و بازی مكن، سپس فرمود: «ای محمد، پس از من او امام توست. از او پیروی كن و از دانش او استفاده نما، به خدا سوگند او همان صادقی است كه رسول خدا(ص) او را توصیف نمود كه شیعیانش در دنیا و آخرت پیروزند و دشمنانش در زمان هر پیامبری ملعون هستند. در (این هنگام) جعفر(ع) خندید و صورتش قرمز گردید، آنگاه امام باقر(ع) به من فرمود: از او سؤال كن، من از او پرسیدم ای پسر رسول خدا، خنده از كدام عضو بدن منشأ می گیرد. جعفر(ع) فرمود: ای محمد، عقل از قلب، اندوه از كبد و نفس از ریه و خنده از طحال منشأ می گیرد. (وقتی این پاسخ را از او شنیدم) از جایم برخاستم و او را بوسیدم.»(8)

د- ستایش از فرزند صالح:

ستایش بجا از فرزند و كارهای نیك او باعث احساس موفقیت و توانایی و نیز موجب انگیزه قوی برای تكرار كارهای خوب و رشد بیشتر او می گردد. به خصوص اگر این تمجید به موقع و در حضور كسانی باشد كه آگاهی آنها از رفتار شایسته فرزند برای او مهم باشد.علی بن حكم به نقل از طاهر یكی از اصحاب امام باقر(ع) نقل می كند. من در خدمت امام باقر(ع) نشسته بودم كه فرزندش جعفر(ع) وارد شد. امام باقر(ع) درباره اش فرمود: «او بهترین مخلوقات خداوند است.»(9) در این حدیث ملاحظه می شود كه امام باقر(ع) در نزد صحابی خود فرزندش را كه صلاحیت و شایستگی لازم را داشته به بهترین وجه ممكن ستوده است.

هـ- والدین و نصیحت فرزند:

نصیحت فرزندان و صحبت كردن با آنها علاوه بر آن كه والدین از طریق آن می توانند رهنمودهای مهم و اساسی را ره توشه زندگی فرزندانشان قرار دهند می تواند یك نوع زمینه ایجاد ارتباط صمیمی بین والدین و فرزندان را فراهم نماید و از این طریق والدین به خصوص پدر، می توانند به فرزند نزدیك شوند و در یك فضای صمیمی و عاطفی، ضمن آگاهی از مشكلات و خواسته های فرزندان، رهنمودهای لازم را به آنها ارائه دهند. امام باقر(ع) نیز در فرصتهای مناسب با فرزندان خود صحبت می كرد و گاهی به شكل گروهی و عمدتا به شكل فردی به نصیحت آنها می پرداختند كه به نمونه هایی از آنها اشاره می كنیم:
1- اسماعیل بن خالد نقل می كند كه از امام باقر(ع) شنیدم كه فرمود: پدرم ابوجعفر(ع) ما (فرزندان) را جمع كرد و به ما می فرمود: ای فرزندان از تعرض نسبت به حقوق دیگران بپرهیزید، بر مشكلات و سختیها صبر پیشه كنید و اگر خویشان شما را به كاری كه ضررش برای شما بیش از نفعش باشد دعوت كردند اجابت نكنید.»(10)
2- از جمله سفارشهای آن حضرت به فرزندش امام صادق(ع) این جملات است: «خداوند سه چیز را در سه چیز دیگر پنهان كرده است، رضایش را در اطاعت، مخفی كرد، پس هیچ طاعتی را كوچك نشمار، شاید كه رضایتش در همان طاعت باشد. خشم و غضبش را در معصیت پنهان نمود پس هیچ نوع معصیتی را كوچك نپندار، شاید كه غضبش در همان باشد. و اولیاء خود را در میان بندگانش پنهان كرد، پس احدی از بندگان او را حقیر مدان كه شاید همان بنده ولی او باشد.»(11)
3- آن حضرت به فرزندش فرمود: «فرزندم از كسالت و اندوه بپرهیز كه این دو، كلید هر شری می باشند، زیرا اگر سست و تنبل باشی به ادای حق نخواهی پرداخت و اگر محزون و اندوهناك باشی بر حق، صبر پیشه نخواهی كرد.»(12)
4- سفیان ثوری نقل می كند كه امام صادق(ع) را ملاقات كردم و از او خواستم مرا نصیحت كند... آن حضرت فرمود: ای سفیان! پدرم مرا به سه چیز سفارش و از سه چیز برحذر داشت، از جمله آن سفارشات این بود كه فرزندم، هر كه با رفیق بد همراه شود سالم نمی ماند و هر كه در محلهای اتهام برود مورد اتهام قرار می گیرد و هر كه بر زبان خود كنترل نداشته باشد پشیمان می شود.» (13)

و- اهمیت آرامش خانواده در تربیت

تردیدی نیست كه خانواده نقش اساسی در تربیت فرزند دارد و پرورش صحیح فرزندان بدون توجه جدی والدین به این امر مهم و ایجاد فضای مناسب و آرام برای آن میسر نیست. نابسامانی خانواده، اختلاف و نزاعهای والدین، عدم رابطه صمیمی میان اعضای خانواده به ویژه والدین و فقدان امنیت و آرامش لازم در جامعه كوچك خانواده، تربیت صحیح فرزند را به مخاطره می اندازد. از این رو در مبحث حسن خلق در روایات، بیش از هر مورد دیگری درباره خوش رفتاری پدر خانواده با اهلش تاكید شده است و این حاكی از آن است كه خوش رفتاری در كانون خانواده اهمیت ویژه دارد و آثار مثبت آن فراتر از خوش رفتاری با افراد دیگر است، زیرا در جامعه كوچك خانواده افراد كاملا با هم در ارتباط هستند و بر یكدیگر تاثیر می گذارند و چتر آثار مثبت خوش رفتاری و پیامدهای سوء بدرفتاری بر سر همه اعضای خانواده پهن می گردد و در یك كلام خوش رفتاری در كانون خانواده آثار تربیتی فراوان و بدرفتاری پیامدهای سوء بی شمار به همراه دارد. امام باقر(ع) در زمینه اهمیت خوش رفتاری در كانون خانواده فرموده است: «... من حسن بره باهله زید فی عمره.» (14) هر كس احساس و ملاطفتش را نسبت به خانواده اش نیكو گرداند عمرش طولانی می گردد . در این حدیث شریف تعبیر لطیف و ظریف «من حسن بره» دلالت بر آن دارد كه نه تنها احسان و ملاطفت نسبت به خانواده پسندیده و لازم است بلكه می بایست برای تاثیر بیشتر، این احسان و ملاطفت به نیكویی و بهترین وجه انجام گیرد.

ز- نقش تربیتی عمل والدین و مربیان

مربیان موفق در جهاد مقدس تربیت، بیش از آن كه به گفتار دعوت به نیكی كنند با عمل صالح دعوت كرده اند، پیش از آن كه سخن بگویند عمل نمودند، پیش از آن كه به تربیت دیگران اقدام كنند به اصلاح خویش پرداختند، بنابراین والدین كه خود اولین مربیان فرزندان هستند می بایست با زبان عمل با فرزندانشان سخن بگویند.فرزندان باید در عمل ببینند كه والدین به آنچه می گویند پای بند هستند و خود عمل می كنند و گفتارشان با عملشان مطابقت دارد.
به نظر می رسد كه اساسی ترین عامل تربیتی معصومان علیهم السلام و در واقع مهمترین راز موفقیتشان در تربیت فرزندان همان تربیت با عمل و پای بندیشان به آنچه می گفتند بوده است و این شیوه در سیره تربیتی امام باقر(ع) نیز كاملا آشكار است، فرزندان آن حضرت با دیدن اعمال پدر برای انجام اعمال صالح و رفتار درست الگو می گرفته و به راز بندگی خداوند دست می یافتند. در ذیل به ذكر دو نمونه از رفتارهای آن حضرت اكتفا می كنیم:
1- امام باقر(ع) و صدقه به فقراء: از فرزند بزرگوار آن حضرت نقل شده است كه روزی بر پدرم وارد شدم و مشاهده كردم كه در آن روز پدرم هشت هزار دینار به تهی دستان مدینه صدقه داده اند و اهل خانه ای را كه تعداد آنها به یازده نفر می رسید آزاد كرده است.» (15)
2- اسحاق بن عمار از امام صادق(ع) نقل كرده است: من پیوسته رختخواب پدرم را پهن می كردم و منتظر می ماندم تا ایشان به رختخواب بروند و بخوابند، سپس برمی خاستم و به رختخواب خود می رفتم، شبی آن حضرت تاخیر كردند و من در طلب او به مسجد رفتم، در حالی كه مردم خواب بودند، او را در حال سجده دیدم و غیر او كسی در مسجد نبود. من صدای او را می شنیدم كه می گفت: «سبحانك اللهم انت ربی حقا حقا، سجدت لك یا رب تعبدا و رقا، اللهم ان عملی ضعیف فضاعفه لی، اللهم قنی عذابك یوم تبعث عبادك و تب علی انك انت التواب الرحیم.» (16)

ح- تربیت معنوی فرزندان

تربیت، ابعاد مختلفی چون جسمانی، عقلانی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی دارد. از مهمترین ابعاد تربیت، تربیت معنوی است كه به عقیده ما در تربیت اسلامی، پرورش این بعد، غایت همه ابعاد دیگراست. این نوع تربیت كه شامل پرورش بعد معنوی انسان و فراهم نمودن زمینه ارتباط انسان با خداوند و درنهایت پرورش انسان برای رسیدن به قرب الهی است. بسیار مورد تاكید ائمه علیهم السلام بوده است و آن بزرگواران درتمام صحنه های زندگی بیشترین اهمیت را به پرورش این بعد فرزندان می دادند و برای تحقق آن از شیوه های خاص بهره می گرفتند كه به نظر می رسد از مهمترین شیوه ها، دو شیوه (ذكر و دعا) است وهرچند دعا نیز برای یك نوع ذكر تلقی می شود اما از آنجا كه در تربیت معنوی، عنصری كلیدی و مهم است از آن به عنوان یك شیوه جداگانه یاد می كنیم، امام باقر(ع) در سیره تربیتی خود از این دو شیوه به شكل خاصی بهره جستند.
1- ذكر و یاد خدا: ذكر كه عبارت از توجه قلبی انسان نسبت به خداوند است وگاهی درقالب الفاظ مخصوصی بر زبان جاری می شود، نقش بسیار مهمی در تربیت بعد معنوی انسان دارد. ابن قداح از امام صادق (ع) نقل كرده كه «پدرم (امام باقر- ع) بسیار یاد خدا می نمود، همراه او راه می رفتم او را در حال ذكر می دیدم با او غذا می خوردم او را درحال یاد خداوند می دیدم، با مردم سخن می گفت و این كار، او را ازیاد خدا غافل نمی كرد. من مشاهده می كردم كه زبان او مدام درحال گفتن ذكر لااله الا الله بود. پدرم ما را جمع می نمود و ما را به ذكر و یاد خدا امر می فرمود و این كار تا طلوع خورشید ادامه داشت، هر كدام از ما را كه قرائت قرآن آموخته بود به خواندن قرآن و هركدام كه قرآن نیاموخته بود به گفتن ذكر امر می نمودند.» (17)
این حدیث در بردارنده دو نكته مهم است. نخست آن كه بر مطابقت گفتار با عمل حضرت دلالت دارد ونشان می دهد كه امام ابتدا خود عمل می نمودند و از ذكر گفتن غافل نمی شدند و بعد فرزندانشان را به ذكر و یاد خدا امر می نمودند. نكته دوم آن كه نباید فرزندان را به حال خودشان رها كرد بلكه می بایست ضمن حفظ آزادی حساب شده و منطقی و توجه به استقلال طلبی و آزادی خواهی آنها در فرصت های مناسب با ایجاد انگیزه و شوق به طور عملی آنها را به انجام كار نیك مشغول نمود.
2- دعا: دعا و مناجات از موثرترین روشها در تربیت بعد معنوی انسان است. از طریق دعا و مناجات انسان با خداوند ارتباط پیدا می كند و در پرتو آن جان خود را از چشمه معرفت و محبت سیراب می گرداند. امام صادق(ع) فرمود:«هرگاه مساله ای پدرم را محزون می كرد ایشان زنان و فرزندان را جمع می نمود. آنگاه خود دعا می كردند و آنها آمین می گفتند.» (18) همچنین برید بن معاویه عجلی نقل می كند:«هرگاه امام باقر(ع) قصد مسافرت داشتند خانواده خود را درمنزلی جمع می نمودند و این چنین دعا می كردند «اللهم انی استودعك نفسی واهلی و مالی و ولدی، الشاهد منا و الغائب، اللهم احفظنا و احفظ علینا، اللهم اجعلنا فی جوارك، اللهم لاتسلبنا نعمتك و لاتغیر ما بنا من عافیتك و فضلك». پروردگارا خود و اهلم و مالم و فرزندانم، حاضر و غایب آنها را به تو سپرده ام، پروردگارا ما را حفظ كن و سلامتی ما را مستدام دار، پروردگارا ما را در جوار خودت جای ده و نعمتت را از ما مگیر و عافیت و فضیلت را نسبت به ما تغییر مده.» (19)
از دو حدیث بیان شده معلوم می شود كه آن حضرت فرزندان خود را از طریق دعا به یاد خداوند متوجه می گردانید و غیر مستقیم به آنها تعلیم می داد كه باید در تنهایی و هنگام مشكلات برخداوند توكل نمود و تنها از او در خواست كمك كرد.


نوع مطلب : مقالات، فضائل و كرامات، امام محمد باقر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی