امام محمد باقر علیه السلام
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
بیشترین علاقمندی شما در این وبسایت؟







بالاترین شخصیت تاریخ

امام باقر

امام خمینی (ره) :

« ما مفتخریم كه باقر العلوم [كه] بالاترین شخصیت تاریخ است و كسی جز خدای تعالی و رسول - صلی الله علیه وآله – و أئمه معصومین - علیهم السلام - مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد ، از ماست » (1) .

یكی از نكاتی كه با تأمل در وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام (ره) به آن می رسیم این است كه ایشان از بین حضرات معصومین علیهم السلام فقط در مورد امام باقر علیه السلام این جمله را فرمودند ، شاید علتی كه در مورد این برجستگی در وهله اول به ذهن خطور می كند ، همان مقام علمی یا به عبارت دیگر شكافنده علوم بودن آن حضرت باشد و لقب مبارك « باقر » نیز همان طور كه می دانیم از جانب نبی مكرم اسلام صلی الله علیه وآله به حضرتش اعطا شده است! (2) و می دانیم كه صحابی بزرگ ، جناب جابر بن عبد الله انصاری برای تعلّم به خدمت حضرتش مشرّف می شد (3) اما با وجود این مقام شامخ و اعجاب بر انگیز علمی كه با مراجعه به روایاتی كه - چه در زمینه فقه و چه در زمینه معارف -  از آن حضرت وارد شده به آن پی می بریم، نباید از سائر ابعاد حضرت غفلت شود !

روزی عمر بن حنظله خدمت حضرت باقر علیه السلام مشرّف شد و عرضه داشت :

من گمان می كنم كه در نزد شما منزلتی داشته باشم !

حضرت فرمود : بله !

راوی گفت : من از شما درخواستی دارم .

حضرت فرمود : آن چیست ؟

راوی گفت : این كه اسم اعظم را به من یاد دهی !

حضرت فرمود : آیا توانایی آن را داری !

راوی گوید : گفتم : بله !

حضرت فرمود : پس داخل اتاق شو !

اسم اعظم خداوند از 73 حرف تشكیل شده و آصف بن برخیا تنها یكی از آن هفتاد و سه حرف را می دانست اما با این حال توانست كه به آن یك حرف تكلم كند و سرزمینهایی كه بین او تا تخت بلقیس بود محو شود و خلأی بین او و آن تخت ایجاد شود و او آن تخت را بردارد و همه این امور در كمتر از چشم بهم زدنی رخ داد.

راوی گوید : وقتی داخل اتاق شدم حضرت دست خود را بر زمین نهادند سپس اتاق [ به شكل عجیبی ] تاریك شد و بدنم شروع به لرزش و سر و صدایی نمود شبیه صدای رعد !!

سپس حضرت فرمود : حال چه می گویی آیا به تو یاد بدهم ؟!!

راوی گفت : نه ! آن گاه حضرت دست خود را از زمین برداشتند و اتاق به وضع اولیه خود بازگشت ! (4)

و همان جناب جابر (5) از اباجعفر امام باقر علیه السلام نقل می كند كه ایشان فرمودند :

«اسم اعظم خداوند از هفتاد و سه حرف تشكیل شده و آصف بن برخیا تنها یكی از آن هفتاد و سه حرف را می دانست اما با این حال توانست كه به آن یك حرف تكلم كند و سرزمینهایی كه بین او تا تخت بلقیس بود محو شود و خلأی بین او و آن تخت ایجاد شود و او آن تخت را بردارد و همه این امور در كمتر از چشم بهم زدنی رخ داد !!

اما در نزد ما اهل بیت 72 حرف از آن 73 حرف موجود است لكن خداوند یك حرف را برای خود برگزیده است و لاحول و لاقوة إلّا بالله العلی العظیم !! (6)

حال به مغز كلام امام خمینی (ره) پی می بریم كه فرمودند : « كسی جز خدای تعالی و رسول صلی الله علیه وآله و أئمه معصومین علیهم السلام مقام او را درك نكرده و نتوانند كه درك كرد »!

آری چه كسی را یارای این است كه بفهمد تحمل 72 حرف از اسم اعظم یعنی چه ؟! 72 حرفی كه با هر یك از آن می توان در آسمان و زمین چنان تصرفی نمود كه در قرآن در داستان سلیمان و بلقیس بیان شده !!

و شاید اشاره به همین تحمل عظیم باشد این آیه كه فرمود : « إنا عرضنا الأمانة علی السموات و الأرض فأبین أن یحملنها و أشفقن منها و حملها الإنسان ... » (7) .

و منافات با این احتمال ندارد آنچه در ذیل آیه موجود است كه می فرماید : « إنه كان ظلوماً جهولاً » چرا كه ممكن است این ذیل ناظر به آن انسانهایی باشد كه تاب و توان تحمل این اسم را ندارند و به دنبال آن می روند. مانند آن راوی مذكور در روایت بالا كه از تحمل اسم اعظم ترسید و یا مانند بلعم باعور كه قرآن می فرماید ما به او آیات خود را داده بودیم اما او به خاطر كم ظرفیتی از آن آیات منسلخ شد ، یعنی آنها را از دست داد ! (8)

                        آسمان بار امانت نتوانست كشید                   قرعه كار به نام من دیوانه زدند

 

پی نوشت :

1-صحیفه امام ، ج 21 ص397 .

2- كافی ،ج 2 ص 469 و470 .

3- همان : « وكان جابر بن عبد الله یأتیه فیتعلم منه » .

4- بحار الأنوار ، ج27 ص27 .

5- البته احتمال می رود كه مراد از جابر در این روایت جابر جعفی باشد نه جابر بن عبد الله انصاری لكن جابر بن عبد الله نیز همانطور كه گذشت از حضرت استفاده نموده است .

6- كافی ، ج1ص230 .

7- سوره أحزاب ، آیه 72 : « ما امانت الهی را به آسمانها و زمین عرضه نمودیم اما آنها از تحمل آن سرباز زدند و از آن امانت ترسیدند ، اما انسان آن را بدوش كشید ... » .

8- سوره اعراف ، آیه 175 .

                                                                      

                                                                     حمید حاج علی

                                                                                                                                         مدرس حوزه علمیه

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



نوع مطلب : مقالات، فضائل و كرامات، امام محمد باقر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

امامی تنها در برابر موج عظیم ارتداد

امام باقر


پس از رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام صلى الله علیه و آله، دست جامعه از دامان عترت، این معلّمان و مفسّران حقیقی قرآن و سنت پیامبر خدا كوتاه شد. جامعه آن روزگار چون از روش ها و ملاك هاى صحیحى براى استنباط احكام و معارف قرآنى برخوردار نبود، در حقیقت از محتواى قرآنى فاصله گرفت و قرآن را نیز از دست داد.


جامعه آن روز بر اثر جدایى از عترت، به ارتدادها و افكار انحرافى فراوانى دچار شده بود. به همین جهت بود كه امام سجاد علیه السلام نیز كه امامتش معاصر این زمان بود، بیشتر فعالیت خود را بر جنبه فكرى و فرهنگى نهاد، البته به روش دعـا و مـنـاجـات، زیـرا بـراى آن بـزرگـوار تـشـكـیـل حـلقـه درس و بـیـان مـسـتـقـیـم مـسـائل امـكـان نـداشـت . نقطه اوج این مـسـائل فـكـرى و فـرهـنـگـى در جـامـعـه اسـلامـى تـقـریـبـاً مصادف با دوران امـامـت امـام بـاقـر علیه السلام بـود.

 

چرا این همه تشتّت و اختلاف

در دوره امام باقر علیه السلام، عـوامـل مـتـعـددى از جمله ارتـقـاء سـطح فكرى مردم و نیز گسترش پهنه كشور اسلامى در اثر فتوحات مکرر و در نتیجه ورود مسلمانانی جدید از ایران، روم، مصر، یونان و بلاد دیگر با تمدن و فرهنگ خاص، و افكار و آراى فلسفى و عقیدتى گوناگون، به میان جامعه مسلمین، سبب شد تا علاوه بر اینکه جریان فكرى و فرهنگى جامعه از رشد نسبتاً وسـیـعـى بـرخـوردار شـود، زمینه ظهور و رشد گـروهـهـاى مـخـتـلف و تـشتّت فكرى جامعه نیز فراهم شود. از جمله علل عمده این اختلافات می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

 

الف- سـیـاسـت نادان نـگـه داشـتـن مـردم:

مـتأسـفـانـه بـعـد از رسـول خـدا صلى الله علیه و آله، سـردمـداران امـت، بـر كنار زدن اهل بیت علیهم السلام كه همسنگ و همراه با قرآن و مفسران واقعى آن بـودنـد، اجـتـمـاع كـردنـد و ایـن سـیـاسـت تـوسـط حـكـومـت بـنـى امـیـه بـه طـور كـامـل اجـرا شـد.  عـلاوه بـر آن، صـحـابـه از بـیـان روایـات رسـول خـدا صلى الله علیه و آله مـنـع شـدنـد و در پی این سیاست، مردم در بى خبرى گسترده اى نسبت به اسـلام واقـع شـدنـد.

در دوره امام باقر علیه السلام، عـوامـل مـتـعـددى از جمله ارتـقـاء سـطح فكرى مردم و نیز گسترش پهنه كشور اسلامى در اثر فتوحات مکرر و در نتیجه ورود مسلمانانی جدید از ایران ، روم ، مصر، یونان و بلاد دیگر با تمدن و فرهنگ خاص، و افكار و آراى فلسفى و عقیدتى گوناگون، به میان جامعه مسلمین، سبب شد تا علاوه بر اینکه جریان فكرى و فرهنگى جامعه از رشد نسبتاً وسـیـعـى بـرخـوردار شـود، زمینه ظهور و رشد گـروهـهـاى مـخـتـلف و تـشتّت فكرى جامعه نیز فراهم شود

در چـنـیـن زمـانـى بـه طـور طـبـیـعـى افـرادى كـه تـعـدادى حـدیـث از رسـول خـدا صلى الله علیه و آله در حـافـظـه داشـتـنـد و آشـنـا بـه بـعـضـى احـكـام بـوده و تـوان بـافـتـن مـسـائل بـه هـمدیگر را دارا بودند، عالم و فقیه شمرده و معرفى مى شدند. سیاست حكومت هم در كنار بى خبر نگه داشتن و بریدن مردم از اهل بیت علیهم السلام، رجوع دادن آنان به سوى عالم نمایانى بود كـه در مـقـابـل اهـل بیت علیهم السلام تراشیده شده اند. كسانى كه علمشان در خدمت حكومت است و جز آنچه حكومت بـخواهد نمى گویند. اینها از جانب حكومت تایید و پشتیبانى و تبلیغ مى شوند تا خلاء رهبرى عـلمـى در جـامـعـه را پـر كـنـند و مردم نبود اهل بیت علیهم السلام را متوجه نشوند. نتیجه طبیعى چنین جوّى و چنین رهـبـران فـكـریـى، بـه وجـود آمـدن اخـتـلاف و چندگانگى است، روى آوردن به رأى، قیاس و استحسان در احكام و تفسیرهاى غلط آیات كتاب خدا و بدفهمیدن و بدفهماندن و... .

در زمان امام باقر علیه السلام و به وسیله عـمـربـن عـبـدالعـزیـز ایـن سـیـاسـت لغـو شـد و دستور جمع آورى و تدوین احادیث پیامبر صلى الله علیه و آله صادر گـردید. اما پس از جمع آورى احادیث، عالمان حدیث با انبوهى از روایات روبرو گشتند. حال با توجه به آزادشدن تدوین حدیث ، عالمان به بلاد مختلف سفر مى كردند و این احادیث را مـى شـنـیـدنـد و مـى‌نـوشـتـنـد و پـخـش مـى كـردنـد و نـتـیـجـه طـبـیـعـى نقل این احادیث به وجود آمدن اختلاف در آموزه های دینی بود.

مـطـلب دیـگرى كه در همین زمینه اهمیت داشت، سخنان و اجتهادات صحابه پیامبر صلى الله علیه و آله بود كه در كنار سـنـت قـرار داده شده و حجت گشته بود و توسط محدثان در زمره سخنان و سنت پیامبر صلى الله علیه و آله نـوشته و مـنـتـشـر مـى گـردیـد و سـبـب اخـتـلاف مـى شـد.

امام باقر

ب - عالمان به ظاهر مسلمانِ اهل کتاب:

بعضى از عالمان یهود و نصارا همچون كعب الاحبار، وهب بن منبّه ، عبدالله بـن سـلاّم و غیر آن که به ظاهر اسلام آورده بودند، خـود را در جـامـعـه اسـلامـى وارد كـردنـد. آنـان بـه نـقـل اعتقادات خود با استفاده از كتب آسمانىِ تحریف شده پیشین پرداختند و از آنجا كه با توجه بـه كـنـار زدن اهل بیت علیهم السلام در جامعه خلاء علمى وجود داشت ، از جانب مسلمانان پذیرفته شدند و چون بـراى رسـیـدن بـه مـقـاصـد خود حاضر بودند با حاكمان كنار بیایند، مورد پشتیبانى حكومتها واقـع شـدنـد و بـازارشـان رواج گـرفـت و توانستند بسیارى از عقاید انحرافى خویش را به مسلمانان القا كنند و در پی آن، كتب تفسیر و حدیث پر از اسرائیلیات شد.

ج - رواج عقاید توجیه‌گر دربار:

 انتشار و رواج بسیارى از این گروهها به مصلحت حكومت بود. رواج مـسـائلى مـانـنـد جـبـر و ارجـاء، جـواز تـقـدم مـفـضـول بـر فـاضـل و امثال آن به مصلحت حكومت و توجیه گر آنان بود به همین جهت متفكرانى كه منادى آنان بـودنـد، از طـرف حـكـومـت تـایـیـد و پـشـتـیـبـانـى مـى شـدنـد و مـیـدان مـى یـافـتـنـد.

از سـوى دیـگـر، پـیدایش یا گسترش فعّالیت گروههاى فكرى در جامعه اسلامى مانند خوارج ، مـرجـئه ، مـعـتـزله ، جـبـریـّه و فـرقـه هـاى جـدا شـده از شـیـعـه امـامـیـّه مثل كیسانیّه و زیدیّه با افكار منحرف و مسموم خود، بر آلودگى فضاى فكرى و فرهنگى جامعه مى افزود.

به تعبیر علاّمه طباطبایى، ایـن عـوامـل، دسـت بـه دسـت داده، مـردم و خـاصـّه شـیـعـه را مـانـنـد سیل به سوى مدینه و حضور امام پنجم سرازیر ساخت و امكاناتى در نشر حقایق اسلامى و مـعـارف اهـل بـیـت علیهم السلام بـراى آن حـضـرت بـه وجـود آمـد كـه بـراى هـیـچ یـك از پـیـشـوایـان گذشته اهل بیت علیهم السلام میسّر نشده بود.( شیعه در اسلام: 139)

 

ایستاده در برابر طوفان فتنه ها

امـام بـاقـر علیه السلام بـرغم حاكمیت جوّ اختناق بر جامعه اسلامى موفق شد جنبش علمى عظیمى به وجود آورد كـه عـلاوه بـر مـراكـز شـیـعـه نـشـین ، مناطق دور دستى همچون خراسان را نیز تحت پوشش بگیرد.

امام باقر علیه السلام ـ برغم حاكمیّت جوّ استبداد و اختناق بر جامعه اسلامى و ضرورت تقیّه ـ موفق شد جـنـبش علمى دامنه دارى را به وجود آورد که زمینه ها و مقدمات تأسیس دانشگاه بـزرگ اسـلامـى را ـ كـه در دوران امـامت فرزند گرامى اش امام صادق علیه السلام به اوج عظمت رسید ـ پى ریزى كند

عـمـده تـریـن محورهاى تلاشهاى علمى و فرهنگى امام باقر علیه السلام در آن شرایط حساس عبارت بود از:

1 ـ احیاء دوباره حدیث : كه پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله سرنوشت اسفبارى پیدا كرده بود. و امام علیه السلام بـا تـلاشـى گـسـتـرده از یـك سو به احیا و نشر این منبع عظیم اسلامى پرداخت و از سوى دیگر با اسرائیلیات و احادیث جعلى به مبارزه برخاست. بطوریکه جابر ین یزید جعفى ، یكى از شاگردان آن حضرت مى گوید:

هـفـتـاد هـزار حـدیـث از امـام بـاقـر علیه السلام شـنـیـدم كـه هـمـه را از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل مى كرد.(صحیح مسلم: 1/102)

2 ـ تـبـیـیـن فقه ناب اسلامى: امام باقر علیه السلام با تكیه بر كتاب خدا و سنّت پیامبر صلى الله علیه و آله، فقه را كه در پى ممنوعیت و مهجوریت حدیث منزوى شده بود به صحنه زندگى بازگرداند و عـمـلاً بـه مـبـارزه بـا عـالمـان دربـارى و تـخطئه روش آنان ـ كه متكى بر اجتهاد و رأى بود ـ برخاست .

3- گسترش شاخه های گوناگون علوم: امـام بـاقـر علیه السلام عـلاوه بـر فـقـه بـه نـشـر سـایـر عـلوم از قـبـیـل كـلام، طـبّ، اخلاق و تفسیر قرآن پرداخت و بنا به نقلى خود آن حضرت كتابى در تفسیر نوشت .

علوم به یادگار مانده از آن حضرت به حدى فراوان و گسترده بود كه درباره آن حضرت گفته شد: از هیچ یك از فرزندان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام به اندازه آنچه كه از امام باقر علیه السلام در علوم مختلف از تفسیر، كلام ، فتوا، احكام و حلال و حرام بیان شده ظاهر نگشته است.

4- میراث ماندگار: مـحـور دیـگـر فـعـّالیـتهاى فرهنگى امام باقر علیه السلام تربیت گروه زیادى از افراد مستعد بود. در مـنـابـع رجالى تعداد راویان و فراگیران مكتب امام باقر علیه السلام ذكر شده است . شیخ طوسى شمار آنان را 465 نفر ذكر كرده است .

امام باقر علیه السلام ـ برغم حاكمیّت جوّ استبداد و اختناق بر جامعه اسلامى و ضرورت تقیّه ـ موفق شد جـنـبش علمى دامنه دارى را به وجود آورد که زمینه ها و مقدمات تأسیس دانشگاه بـزرگ اسـلامـى را ـ كـه در دوران امـامت فرزند گرامى اش امام صادق علیه السلام به اوج عظمت رسید ـ پى ریزى كند.

ابوالفضل صالح صدر             

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منابع:

تاریخ زندگانى ائمه عـلیـهم السـلام ، امام محمد باقر عـلیـه السـلام، احمد حیدرى.

زلال معرفت، پژوهشى در زندگانى امام محمد باقر علیه السلام، محمد باقر طاهرى.

تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام، پژوهشکده تحقیقات اسلامی.



نوع مطلب : مقالات، فضائل و كرامات، امام محمد باقر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 11 آذر 1393

بهترین دارو
نویسنده:عبدالله صالحی
منبع:چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد باقر(ع)
محمّد بن مسلم در ضمن حدیثی حكایت كند:
روزی در مدینه بیمار بودم ، امام محمّد باقر علیه السلام توسّط غلامش ظرفی كه در آن شربتی مخصوص قرار داشت و در پارچه ای پیچیده بود، برایم فرستاد. وقتی غلام آن شربت را به من داد، گفت : مولا و سرورم فرموده است : باید برای درمان و علاج بیماری خود، آن را بنوشی . هنگامی كه خواستم آن را بنوشم ، متوجّه شدم كه آن شربت بسیار خوشبو و خنك است . و چون شربت را نوشیدم ، غلام گفت : مولایم فرموده است : پس از آن كه شربت را نوشیدی ، حركت كن و نزد ما بیا. من در فكر فرو رفتم كه چگونه به این سرعت خوب شدم ؟! و این شربت چه داروئی بود؟ چون تا قبل از نوشیدن شربت قادر به حركت و ایستادن نبودم . به هر حال حركت كردم و به حضور امام علیه السلام شرفیاب شدم ؛ و دست و پیشانی مبارك آن حضرت را بوسیدم ؛ و چون گریه می كردم حضرت فرمود: چرا گریه می كنی ؟ عرض كردم : ای مولایم ! بر غریبی و دوری مسافت خانه ام از شما و همچنین بر ناتوانی خویش گریه می كنم از این كه نمی توانم مرتّب به خدمت شما برسم و كسب فیض نمایم . حضرت فرمود: و امّا در رابطه با ناتوانی و ضعف جسمانیت ، متوجّه باش كه اولیاء و دوستان ما در این دنیا به انواع بلا و مصائب گرفتار می شوند، و مؤ من در این دنیا هر كجا و در هر وضعیتی كه باشد غریب خواهد بود تا آن كه به سرای باقی رحلت كند. امّا این كه گفتی در مسافت دوری هستی ، پس به جای دیدار با ما، به زیارت قبر امام حسین علیه السلام برو؛ و بدان آنچه را كه در قلب خود داری و معتقد به آن باشی با همان محشور خواهی شد. سپس حضرت فرمود: آن شربت را چگونه یافتی ؟ عرض كردم : شهادت می دهم بر این كه شما اهل بیت رحمت هستید، من قدرت و توان حركت نداشتم ؛ ولیكن به محض این كه آن شربت را نوشیدم ، ناراحتیم برطرف شد و خوب شدم . حضرت فرمود: آن شربت دارویی بر گرفته شده از تربت قبر مطهّر امام حسین علیه السلام است ، كه اگر با اعتقاد و معرفت استفاده شود شفاء و درمان هر دردی خواهد بود.


نوع مطلب : مقالات، امام محمد باقر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

هدیه از خزانه خالی
نویسنده:عبدالله صالحی
منبع:چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد باقر(ع)
مرحوم شیخ مفید، طبری و برخی دیگر از بزرگان به نقل از جابر جُعفی حكایت كنند: روزی به محضر شریف امام محمّد باقر علیه السلام شرفیاب شدم ، و اظهار داشتم : مولایم ! من بسیار تنگ دست و محتاج شده ام ؛ از شما خواهش می كنم ، مقداری پول جهت تاءمین هزینه زندگی ام به من عنایت فرمائید؟ امام علیه السلام فرمود: ای جابر! در حال حاضر، چیزی نزد ما نیست كه به تو كمك دهیم . در همین بین - كه مشغول صحبت بودیم - كُمیت شاعر وارد شد و چند بیت شعر در مدح و عظمت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام فرمود و چون اشعار او پایان یافت ، حضرت به غلام خود فرمود: وارد آن اتاق شو، كیسه ای در آن جا وجود دارد، آن را بیاور و تحویل كمیتِ شاعر بده . غلام رفت و پس از لحظه ای - در حالی كه كیسه ای در دست گرفته بود - بازگشت ، و آن كیسه را جلوی كُمیت شاعر نهاد. سپس كمیت به حضرت عرضه داشت : سرورم ! اگر اجازه فرمائی ، قصیده دیگری نیز بخوانم ؟ امام علیه السلام فرمود: مانعی نیست ، چنانچه مایل هستی ، بخوان ؛ سپس كمیت قصیده ای دیگر در مدح ائمّه علیهم السلام خواند، و پس از پایان اشعار، حضرت به غلام خود فرمود: داخل همان اتاق برو، كیسه ای دیگر آن جا هست ، آن را برای كمیت شاعر بیاور؛ و غلام نیز اجابت كرد. بار دیگر كمیت اجازه خواست تا اشعار دیگری را بخواند. و حضرت اجازه فرمود و سپس فرمود تا كیسه ای دیگر تحویل كُمیت گردد. در این هنگام كُمیت شاعر خطاب به حضرت كرد و اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! به خدا سوگند، من برای گرفتن هدیه و پول ، این اشعار را نخواندم و غرض من كسب اموال و متاع دنیا نبود؛ بلكه برای خوشنودی حضرت رسول و رضایت پروردگار این اشعار را سروده ام . آن گاه امام علیه السلام برای او دعا كرد و به غلام خود فرمود: این كیسه ها را بازگردان و سر جایش بگذار، غلام آن ها را برداشت و در جای اوّلش قرار داد. جابر افزود: من با دیدن چنین صحنه ای ، با خود گفتم : هنگامی كه من مشكلات خود را برای حضرت توضیح دادم و تقاضای كمك كردم به من فرمود: چیزی نزد ما نیست ؛ لكن برای كُمیت شاعر، كه چند شعری را سروده است ، سه كیسه معادل سی هزار درهم ، اهداء می نماید. در همین افكار بودم كه كُمیت بلند شد و خداحافظی كرد و رفت ، سپس حضرت فرمود: ای جابر! بلند شو و برو داخل همان اتاق و هر چه آن جا بود، بیاور. هنگامی كه داخل اتاق رفتم هر چه بررسی كردم ، چیزی نیافتم و اثری از كیسه ها نبود، بازگشتم و به امام علیه السلام خبر دادم كه چیزی پیدا نكردم . حضرت فرمود: ای جابر! ما از تو چیزی را پنهان نمی كنیم و سپس دست مرا گرفت و همراه حضرت وارد همان اتاق شدم ، وقتی داخل اتاق شدیم ، حضرت با پای مبارك خود بر زمین زد و مقدار زیادی طلا نمایان گشت . پس از آن فرمود: ای جابر! آنچه می بینی و مشاهده می كنی برای دیگران بازگو نكن ؛ مگر آن كه از هر جهت مورد اعتماد باشند. و سپس افزود: روزی جبرئیل علیه السلام نزد جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و تمام گنج های زمین و ذخایر آن را بر جدّم عرضه داشت ، بدون آن كه كمترین چیزی از مقام و موقعیّت حضرتش كاسته شود. ولی او نپذیرفت و تواضع و قناعت را برگزید و آن ذخایر و گنج ها را ردّ نمود. و ما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام چنین هستیم ؛ و شیعیان و دوستان ما نیز باید چنین باشند.


نوع مطلب : مقالات، امام محمد باقر علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 15 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو